تبليغاتX
موفقان ایران و جهان
 
موفقان، خود را به جهانیان بشناسانید
 
اين مجموعه ختم کلام زبان انگليسي براي همه کساني است که مي خواهند يکبار براي هميشه مشکل زبان انگليسي را از سرراه خود و خانواده خود بردارند. اسپشل انگليش روشي است جهاني که در حال حاضر ميليونها نفر در سراسر جهان از طريق آن زبان انگليسي را به طور موثر ياد مي گيرند.

مجموعه آموزش زبان انگليسي Special English


با "اسپشل انگليش" بدون نياز به يادگيري لغات نامحدود ، با حداقل بانک لغات 1500 تايي به توانايي مکالمه و درک گفتگوهاي انگليسي در کمتر از دو هفته دست يابيد.علاقه مندان جهت دريافت اين محصول مي توانند به ادامه اين مطلب توجه کنند .ابتدا جهت روشن شدن اذهان در اين خصوص مقدمه اي را ذکر مي کنيم:

فکر مي کنيد ما انسان ها براي انجام مکالمات روزمره ، صحبت با اعضاي خانواده و دوستان و نيز براي گفتگوهاي اجتماعي از چه تعداد لغات استفاده مي کنيم!؟ پانصد تا ، پنج هزارتا يا پنجاه هزارتا !؟

جواب اين سوال با يک نمونه برداري آماري از مکالمات روزمره و ديالوگ هاي راديو و تلويزيون و فيلم هاي سينمايي به خوبي مشخص مي شود. و نتيجه اي که از اين مطالعه بدست مي آيد همه ما را حيرت زده مي کند! جواب اين بررسي روي بيش از چهل سال متن منتشره و گفتگوهاي پخش شده از راديو تلويزيون و رسانه هاي آمريکا عدد 1500 کلمه را براي فهم بيش از 90 درصد ديالوگ ها و مکالمات بدست داده است !!

خوب روي اين مساله دقت کنيد:" فقط 1500 کلمه کافي است تا شما بتوانيد 90 درصد مکالمات بين دو گوينده انگليسي زبان را درک کنيد!؟" پس سوال اين است که چرا بسياري از ما که در دوره دبيرستان تا سقف سه هزارلغت را مي آموزيم و در دانشگاه اين سقف به ميزان پنج هزارتاي تافل مي رسد هنوز از فهم مکالمه ساده فيلم هاي انگليسي عاجزيم و وقتي مي خواهيم صحبت کنيم دچار عجز مي شويم !؟

پاسخ اين سوال در ناتواني بخشي از ذهن ما در بکارگيري همين 1500 کلمه براي ساختن مفاهيم و معاني کليدي است. به عبارتي ما فقط لغت ياد گرفته ايم و اين لغات را با معناي فارسي آنها فهميده ايم اما هرگز تلاش نکرده ايم تا لغات انگليسي را در حين بکار بردن و در واقع از طريق مصرف بياموزيم. برعکس براي يادگرفتن لغات زبان مادري خود يعني کلمات فارسي تا توانسته ايم اين لغات را به شکل هاي مختلف به کار برده ايم و اينچنين بوده است که اين واژه ها ملکه ذهن ما شده اند.

با توجه به بين المللي شدن زبان انگليسي و ضرورت يادگيري آن به عنوان اولين زبان دوم در اکثر کشورهاي دنيا (جهت برقراري ارتباط با انگليسي زبان هاي ديگر کشورها و نيز بهره مندي از بانک اطلاعاتي شبکه جهاني که عمده آن به زبان انگليسي است) بسياري از بنگاه هاي اطلاع رساني و مراکز آموزشي به طورجدي موضوع 1500 واژه اساسي زبان انگليسي را جدي گرفتند و بر اساس آن به توليد برنامه پرداختند.برنامه هاي توليدي بر مبناي اين 1500 واژه کليدي Special English يا انگليسي ويژه نام گرفت که بنگاه خبري آمريکا بيش از چهل سال است که بر اين اساس به طور شبانه روز به توليد برنامه با اين سبک با هدف آموزش زبان انگليسي به نوآموزان انگليسي سراسر جهان پرداخته است. بي بي سي نيز با نامگذاري اين 1500 کلمه اساسي تحت عنوان کلمات پايه اي يا Basic Words به توليد برنامه هاي آموزشي پرداخت و ساليان دراز است که با اين دايره لغات محدود زبان انگليسي را به علاقه مندان آموختن زبان دوم درسراسر جهان مي آموزد.

اما Special English در قياس با Basic Words داراي چند ويژگي اساسي است:
1) توليد کننده هاي برنامه هاي اسپشل انگليش اصرار دارند که حتي يک لغت اضافي نيز به اين 1500 واژه اساسي اضافه نکنند. مثلا اگر لازم باشد کلمه جديدي مثل قطار به دايره لغات 1500 تايي اضافه شود فقط در همان درسي که اين کلمه معرفي مي شود از اين واژه جديد استفاده مي گردد و براي معني کردن آن هم از 1500 کلمه کمک گرفته مي شود و مثلا گفته مي شود:" قطار تعدادي چهارچرخ پشت سر هم است که روي يک جاده ريل آهني حرکت مي کنند." البته دقت کنيد که براي مثال فقط کلمه قطار در اين جمله جديد بود و بقيه جزو 1500 کلمه محسوب مي شدند.

2) در حالت عادي انسان ها با سرعت 130 تا 160 کلمه دردقيقه صحبت مي کنند. اما در روش اسپشل انگليش سرعت گويش کلمات الزاما روي 90 کلمه در دقيقه ثابت نگه داشته مي شود. به اين ترتيب براي ذهن هاي کند فرصت کافي براي به هم وصل کردن و کشف معناي جملات حاصل مي شود و براي ذهن هاي سريع نيز فرصت لازم براي درک لهجه درست هر کلمه مهيا مي گردد.آرامش حاصل از اين نرخ 90 دقيقه در کلمه سبک اسپشل انگليش باعث مي شود تا قدرت وسرعت يادگيري زبان آموز نيز تا حد زيادي بالا رفته و بانک کلمات 1500 تايي براي او جاندارتر و قدرترمند تر به نظر برسند.

3) اسپشل در حال حاضر در جهان به سرعت در حال گسترش است. بسياري از کساني که در طول روز با صدها انگليسي زبان درگيرند ، شبها با گوش دادن به برنامه هاي سبک اسپشل در جريان اخبار روز قرار مي گيرند و توان انگليسي خود را تقويت مي کنند. با يک جستجوي ساده کلمه Special English روي اينترنت مي توانيد به صدها هزارسايت اطلاعاتي و مطلب در اين خصوص دست پيدا کنيد.

4) هر چند روش اسپشل انگليش بر اساس اصل شنيدن استوار است و به دليل محدود و مشخص بودن دايره لغات ، زبان آموز نيازي به مراجعه مکرر به لغتنامه را در خود احساس نمي کند ، اما تجربه ثابت نموده است که ارائه درس ها به صورت تصويري (يعني نمايش واژه ها هنگام خواندن آنها روي مونيتور و صفحه تلويزيون) تاثيري شگرف در يادگيري بسيار سريع تر مکالمه و انتقال مطلب با استفاده از 1500 کلمه بينادي را دارد. به همين خاطر بسياري از شرکت هاي بزرگ ارائه دهنده درس ها به صورت صوتي ، در پکيج ها و آلبوم هاي مستقلي درس هاي تمريني را به صورت تصويري نيز ارائه مي دهند. تجربه ثابت کرده است که فقط با ده ساعت تمرکز روي درس هاي تصويري بازده يادگيري در قياس با شيوه شنيداري پنجاه برابر سريع تر و موثر تر مي باشد. به عبارت ديگر اگر يادگيري قدرت مکالمه به سبک اسپشل انگليش در قياس با روش هاي کلاسيک در يک بيستم زمان ميسر باشد ، همين عدد در روش تصويري به يکصدم زمان کاهش مي يابد. يعني براي اگر براي رسيدن به توان درک مفاهيم و معاني انگليس در روش اسپشل تصويري فقط ده روز( با روزي دو ساعت تمرين ) کفايت مي کند! ناگفته نماند که بسياري از شرکت ها و آژانس هاي خصوصي و غير خصوصي براي تربيت و آماده سازي تيم هاي پشتيبان و همراه در سفرهاي برون مرزي خود از سبک اسپشل انگليش تصويري براي تقويت سريع توان مکالمه و درک و انتقال مطلب آنها استفاده مي کنند.

گروه نرم افزاري قاصدك در يک اقدام بي نظير اولين مجموعه کامل و بدون رقيب مشابه اسپشل انگلیش را به صورت وي سي دي و قابل پخش روي تمام دستگاههاي پخش وي سي دي ودي وي دي و کامپيوتر به بازار عرضه نموده است. نسخه قبلي اين مجموعه با استقبال بي نظير هزاران زبان آموز در داخل و خارج کشور و صدها آموزشگاه معتبر زبان مواجه شد. اين مجموعه نسخه جديد و کاملي را با موضوعات تمريني تازه و فوق العاده جذاب و گيرا را روانه بازار نموده است. اين مجموعه به شکلي است که خريداران مي توانند با استفاده از آن توانمندي خود را چند هزاربرابر سازند و مي توانند با يکي از کامل ترين و در عين حال راحت ترين و ساده ترين شيوه هاي آموزش زبان انگليسي و درک مطلب و مکالمه در کمترين زمان قابل تصور (کمتر از دو هفته) آشنا شوند.

قابل ذکر است که استفاده از اين مجموعه براي همه ( از دانش آموزان دبيرستاني گرفته تا فارغ التحصيلان دانشگاهي ) قابل استفاده است و نتيجه استفاده از اين مجموعه مکالمه راحت و مسلط به زبان انگليسي و از همه مهم تر قدرت بيان و ارائه منظور به هر انگليسي زباني در هر نقطه اي از دنيا مي باشد و به راستي در دنيايي که زندگي مي کنيم مگر مهم تر از اين توانايي چيز ديگري هم از يک زبان آموز انتظار مي رود !؟


به علت تقاضای زیاد خریداران این مجموعه ، متن دروس آموزش مکالمه (که به منظور تقویت قدرت شنیداری قرار دارد) ، توسط متخصصان گروه نرم افزاری قاصدک ، از صوتی به متن تبدیل و به مجموعه اضافه گردید.

مجموعه شامل :
1- سي دي تلفظ 1500 کلمه کاربردی مکالمه از مبتدی تا پیشرفته به صورت فارسی – انگلیسی
2- نه عدد VCD شامل فيلم هاي آموزشي به همراه زيرنويس انگليسي
3- بیش از 20 تمرین مکالمه صوتی به صورت فارسی - انگلیسی
4- دو عدد سي دي اورجینال VOA News ، اخبار انگليسي ، برای تقویت قدرت شنیداری ، مبتدي (همراه با متن) و پيشرفته
5- جزوه آموزشي شامل متن 1500 كلمه كاربردي به صورت فارسي - انگليسي به همراه متن دروس آموزش مکالمه


12 عدد سی دی اورجینال 
قیمت : 20,000 تومان

خرید نقدی خرید پستی

توجه : لطفاً بعد از اتمام مراحل خرید نقدی یا پستی ، جهت تایید سفارش و تسریع در امر ارسال ، با شماره تلفن "09169877794" تماس حاصل نمایید یا "پیام کوتاه" ارسال کنید.

متن پیام کوتاه : نام و نام خانوادگی - نام استان - نام شهر - نام مجموعه درخواستی
مثال : علی رضایی - خراسان رضوی - مشهد - آموزش زبان قاصدک
  نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 12:38  توسط   | 
«carlos Ghosn» از جمله معدود مغزهای متفکری است که با قدرت اندیشه بالای خود توانسته در یک زمان هدایت دو کمپانی بزرگ را برعهده گیرد و در هر دو به عنوان یک پدیده باور نکردنی ظاهر شود. مدیریت کمپانی «Nissan Motor» ژاپن، «Renault S.A» فرانسه و همچنین عضویت در هیات مدیره امپراطوری «Sony» و شرکت «Alcoa»، تمامی اینها شرایطی است که برای هر فرد ممکن است با تمام توان و تجربه و دانشی که داشته باشد محال وباور نکردنی باشد. نکته جالب اینجاست که«Ghosn» علاوه بر اینها در کشور ژاپن به عنوان یک فرد موثر و دست اندر کار حرفه ای در لوازم خانگی نیز شهرت دارد!
«carlos Ghosn» نمونه کامل مدیری است که با آشنایی کامل از فرهنگ های مختلف، بازارهای چند ملیتی را شناسایی کرده و با استفاده از خرد و دانش بالای خود نبض هر یک از این بازارها را در اختیار خود گرفته است. مدیری که خود متولد آمریکای جنوبی است، کار رسمی خود را در اروپا آغاز کرده و اوج شهرتش را در آسیا تجربه نموده و حال هر هفته بین سه قاره آسیا، اروپا و آمریکا در حال سفر است تا مبادا از تجربیات دیگران عقب بماند.

 


دادن جانی دوباره به کمپانی تقریبا ور شکسته «نیسان» که حال به عنوان کمپانی شماره دو خودرو سازی ژاپن مجددا به عرصه رقابت بازگشته است، سبب شد تا نام «Ghosn» به عنوان یک اسطوره در اذهان مردم ژاپن باقی بماند. هنگامی که او در سال 1999 سکان هدایت این کمپانی را در دست گرفت، به همه هواداران این شرکت قول داد که در عرض دو سال مجددا آن را به روزهای پرشکوه اولیه اش بازگرداند و اگر موفق به انجام دادن این کار نگردد، بلافاصله پس از این مدت از سمت خود استعفا خواهد کرد و همگان دیدند که بعد از مدت دو سال نه تنها نیازی به استعفای او نبود بلکه برای موفقیت او جشن های بزرگی برپا گردید.
اینکه ملیت او واقعا کجایی است مساله ای نیست که به راحتی بتوان به آن پرداخت «carlos Ghosn» در نهم مارس 1954 در برزیل متولد شد. پدر و مادرش اصلیتی لبنانی داشتند و او نیز با شناسنامه فرانسوی(!) در بیروت بزرگ شد. در سال 1974 از دانشگاه پلی تکنیک پاریس فارغ التحصیل شد و در سال 1978 از یکی دیگر از دانشگاه های این شهر مدرک مهندسی گرفت و بلافاصله در یک کمپانی فرانسوی ساخت لاستیک با نام «Michelin» مشغول به کار شد و در سال 1981 به سمت مدیریت یکی از شعبه های شرکت در پاریس در آمد.
هوش سرشار او در کار عبور از پله های ترقی را بسیار آسان گردانیده بود. به سبب توانایی ها و نظریات فوق العاده اش به سرعت مورد توجه مدیران «Michelin» قرار گرفت و در فاصله سالهای 1984 و 1985 به عنوان مسئول بخش تحقیق و توسعه کمپانی به خدمت گرفته شد. پس از آن در سال 1986 به عنوان مسئول هماهنگی شعبات کمپانی در آمریکای جنوبی به زادگاهش بازگشت و در برزیل مشغول به کارشد. برای مدت چهار سال در آنجا ماند وبازار «Michelin» را در آمریکای جنوبی قوت بخشید و بر همین اساس مدیران شرکت تصمیم گرفتند تا در اختیار گرفتن بازار آمریکای شمالی «Ghosn» را به آنجا بفرستند. دیگر برای آنها نام«Ghosn» همانند نام سردار لشکری می آمد که او را به هر ماموریتی می فرستادند، از پیروزی و کشور گشایی او مطمئن بودند.

هر زمان خطری برای بازار یک منطقه احساس می شد، فورا «Ghosn» در جلسات مطرح می گردید و بلافاصله از توان او برای رهایی استفاده می کردند. اینگونه بود که در سال 1990 ، «carlos Ghosn» به عنوان مسئول نمایندگی های کمپانی «Michelin» وارد آمریکای شمالی شد و فعالیت خود را آغاز نمود. ورود او به این منطقه به منزله نوسازی ساختار تمامی شعبات حاضر در آنجا بود. با یک خانه تکانی گسترده در اوایل دهه 1990 چنان قدرتی به حضور کمپانی در منطقه بخشید که مدیران آن تصمیم به خرید کمپانی لاستیک سازی «Uniroyal Goodrich» گرفتند و از این وضعیت به مراتب خرسند به نظر می رسیدند.

با پیچیدن آوازه شهرت و توانایی مهندس «Ghosn» در سراسر جهان و میان کمپانی های بزرگ و صنعتی هر یک در تلاش برای بکارگیری او برآمدند و پیشنهاداتی را مطرح می نمودند. از میان تمامی تقاضاها از شرکت های دور و نزدیک، «Ghosn» به پیشنهاد کمپانی رنوی فرانسه را پذیرفت و در اکتبر سال 96 با این کمپانی وارد قرار داد شد. در دسامبر آن سال«Ghosn» با سمت مدیریت این کمپانی در «Mercosur» مشغول به کارشد. در این سمت او مسئولیت بخش های مهندسی، توسعه، ساخت، تحقیقات پیشرفته، عملیات قدرت و همچنین خرید محصولات در این منطقه رابر عهده داشت.
با ورود او به بازار خودرو کم کم استعدادهای ویژه او در این صنعت نمایان گشت، سیاست های اقتصادی او چنان مورد رضایت مدیران کمپانی در آمده بود که از او در جلسات مختلف به عنوان یک سیاستمدار حرفه ای نام می بردند، در مدت زمان اندکی با کاهش هزینه های اضافی و همچنین تعطیل کردن تعدادی از شعبات کم سوده این شرکت در مکانهای مختلف، سبب کسب سود فراوان برای کمپانی گردید و از آن پس او را «le Cost Killer»- قیمت شکن- می نامیدند.


دراواخر دهه 1990 کمپانی نیسان ژاپن به پایان عمر خودش نزدیک شده بود. سهامداران این شرکت اقدام به فروش سهام خود کرده بودند و هر یک قصد فرار از این وضعیت بحرانی و خطرناک را داشتند. در همین زمان شرکت «رنو» با خرید 37 درصد از سهام این کمپانی به نجات آن برخاسته بود. در مارس 1999 کمپانی فرانسوی «رنو» رسما این میزان سهام را خریداری کرد و اعلام کرد که قصد دارد جلوی ورشکستگی کامل نیسان را بگیرد. مدیران این کمپانی بسیار آسوده و با زبانی بسیار ساده سخن از رهایی نیسان از خطر سقوط می دادند و با اعتماد به نفسی بالا اعلام می کردند که کمپانی آنها توان انجام این عملیات نجات را دارد. البته آنها حق داشتند، چرا که از نیروی متخصصی بهره می جستند که همواره در لحظات بحرانی، نجات بخش خواهدبود و در کارنامه خود پیروزی ارزنده ای را ثبت نموده است.

در ژوئن سال 1999 «carlos Ghosn» برای نوسازی و نجات نیسان به ژاپن فرستاده شد. پس از یکسال تحقیق و بررسی در ژاپن، در ژوئن 2000 او رسما مدیریت کمپانی را بر عهده گرفت و متعهد شد که در عرض دو سال مجددا نیسان را به همان توانمندی باز خواهد گرداند. برای بسیاری این صحبت تنها یک بلوف و یا یک شعار تلقی می شد اما آنان که «Ghons» را می شناختند به خوبی به تحقق این مساله واقف بودند.
مشابه عملکردش در «رنو » این بار نیز او اقدام به حذف هزینه های اضافی نمود، تعطیلی بسیاری از شعبات راکد، کاهش بسیاری از هزینه های داخلی و خرج و مخارج رسمی کمپانی، او را قادر ساخت تا با مدیریت جدی و توانمند خود، در آغاز هزاره سوم روزنه امید را نمایان سازد. در عرض مدت زمان کوتاهی «Ghons» به مشهورترین چهره در ژاپن تبدیل شد، آنها که سن و سال بیشتری داشتند او را با افسانه های کهن ژاپنی مقایسه می کردند و توانایی او را خارج از توانایی انسان معمولی می دانستند، در اکتبر سال 2001 او اقدام به چاپ کتاب زندگی نامه اش نمود و در اولین ماه فروشش توانست 150 هزار نسخه از آن را به فروش رساند که به پرفروش ترین کتاب آسیا شهرت یافت.
در سال 2002 ، «Ghons» به عنوان معاون کمپانی بزرگ «رنو- نیسان» و همچنین عضو هیات مدیره «رنو» نیز درآمد و سرانجام اینکه در آوریل امسال (2005 ) او به سمت مدیر کمپانی «رنو» منصوب شد. بر اساس نظر سنجی های انجام شده در جراید تخصصی اتومبیل در سراسر دنیا،«carlos Ghosn» به عنوان با نفوذترین فرد در صنعت خودروی دنیا در سال 2005 شناخته شده است.

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 13:22  توسط حسین hossayn@gmail.com  | 
ثروتمندترين مرد كشور مالزي كه در حال حاضر در هنگ كنگ اقامت دارد با سرمايه اي معادل 5 ميليارد دلار در ليست ثروتمندترين هاي سال 2005 جهان قرار گرفته است. اگر چه قرار گرفتن نام او را در اين ليست بايد به انباشت دارايي هايش نسبت داد اما شهرت او در كشورهاي مالزي و حتي كشورهاي اطراف تنها به سبب مال و ثروتش نيست. دو ويژگي بارز اين پيرمرد 82 ساله كه از دوران جواني همراه او بوده است سبب برتري او از ديگران در اذهان عمومي شده است.

ويژگي اول او نحوه زندگي و تعاملات اجتماعي اش مي باشد. او حتي در اين روزهاي پيري و كهنسالي همچون يك نجيب زاده با رعايت تمامي اصول و نُرم هاي اجتماعي در مقابل ديدگان عموم ظاهر مي شود. كساني كه ساليان سال همراه او بوده اند هرگز لحظه اي را به ياد نمي آورند كه او برخوردي خارج از چارچوب قرار دادي خود به نمايش گذاشته باشد.

ويژگي دوم خنده رويي و خوش برخوردي اوست. اين مساله چنان دربين كساني كه با او آشنايي دارند به وضوح به نظر مي رسد كه آنها به طنز علت شيريني برخورد او را در سروكار داشتنش با شكر و تجارت آن مي دانند. نكته جالب اينجاست كه حتي در هنگام عقد قرار دادهاي مهم تجاري اين خنده رويي و خوش برخوردي بارها و بارها سبب كوتاه آمدن رقبا و طرفين قرار داد شده و پيروزي نهايي او را سبب گشته است. رفتار شيرين او با اطرافيان موجب شده تا مديران جواني كه هم اكنون تحت تعاليم آموزه هاي او مشغول فراگيري فنون تجارت هستند،با فراغ خاطر و بي هيچ دغدغه تمامي رمزو رازهاي موفقيت در كسب و كار را از او جويا شوند و در سمت هاي آتي خود به كار برند.
اما در تمامي اين مدت عليرغم داشتن اين صفات نيكو «kuok» همواره به عنوان مرد شماره يك امپراطوري اش فرمان مي راند و بر تمامي امور نظارت دارد مبادا كه لحظه اي اهدافش از ديدگان كارمندانش دور بماند و آنها به بيراهه روند.

"Robert kuok Hock-Nien" در سال 1923 در «Johor Bahru» مالزي به دنيا آمد. پدرش يك دلال خريد و فروش مسكن بود كه تقريبا سرمايه نسبتا خوبي از اين حرفه به دست آورده بود .
«Robert»پس از فارغ التحصيلي از دانشكده «Raffles » در سنگاپور به نزد پدر برگشت تا همراه او به خريد و فروش زمين و مسكن مشغول گردد. د رسال 1949 ، «Robert» شركت خود را تحت عنوان «kuok brothers Sdn Bhd» به ثبت رساند و اندكي بعد تصميم گرفت شركت را وارد معاملات شكر نمايد. در سال 1957 كه مالزي خود را از چنگال استعمار انگلستان در آورد و به استقلال رسيد«kuok» فرصت را غنيمت شمرد و تجارت خود را در سراسر اين كشور گسترانيد و در فاصله زماني بسيار اندك تقريبا تمام تجارت شكر را از آن خود نمود . در دهه 1970 ، «kuok» كه درصد مهمي از تجارت شكر در سراسر دنيا را از آن خود كرده بود از سوي بازرگانان به لقب « سلطان شكر » خوانده شد و پس از آن به سرعت به سراغ تجارت ديگري در كنار شكر رفت تا مبادا از جريان بازار و نوسانات آن به ناگاه متضرر نگردد.

 صنعت آرد اولين صنعتي بود كه بعد از شكر به سراغش رفت. با نصب بزرگترين آسياب آرد در مالزي به راحتي كنترل اين محصول را در اختيار گرفت و به سرعت روانه بازارهاي خارجي شد. چندي بعد به ساخت هتل هاي مختلف در مالزي روي آورد و پس از آن بانكي بنا كرد. اوضاع قرار دادهاي تجاري او به شكلي شده بود كه به سبب هوش بالا و همچنين روابط دولتي كه به دست آورده بود، به هر حرفه اي رو مي كرد ، در يك چشم بر هم زدن تبديل به طلا مي شد و سودهاي فراواني به سوي او سرازير مي نمود. ديگر كسي نمي توانست او را تنها سلطان شكر بنامد، حضور او در بازار آرد، نفت و گاز ، هتل سازي ، حمل و نقل و زمين و مسكن نيز تقريبا در نقش يك سلطان تمام عيار بود.
تقريبا فراي از شركت ها و دفاتر و هتل هاي فراواني كه در مالزي دارد، «kuok » در كشورهايي چون تايلند ، چين ، اندونزي ، فيجي و استراليا نيز نقش هاي مهمي در بازار اين محصولات ايفا مي نمايدو در آنها نيز شعبات بزرگ و گسترده اي دارد.

نكته پاياني اينكه افزايش سرمايه او از 1/2 ميليارد دلار در سال 1997 به 5 ميليارد دلار در سال 2005 نشان از آن دارد كه كهولت سن هيچ تاثير نامطلوبي در روند روبه رشد بازرگاني او نداشته و نخواهد داشت.

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 15:6  توسط حسین hossayn@gmail.com  | 

اگر کسي بخواهد با من دعوا کند فرار مي کنم!

هادی ساعی یا هادی ساعی بنه‌کهل قهرمان تکواندو جهان و المپیک خرداد ماه 1355 در شهر ری به دنیا آمد. تمرین تکواندو را از 7سالگی آغاز کرد و از رده سنی نوجوانان تاکنون به طور مستمر در تیم ملی تکواندو ایران حضور داشته‌است. ساعی برنده مدال طلای المپیک آتن و مدال برنز المپیک سیدنی در دسته 68 کیلوگرم است که اولین مدال‌های ایران در ورزشی غیر از کشتی و وزنه برداری در المپیک بودند.

 

تا حالا شده در خيابان دعوا کني؟

نه بابا، اگر کسي هم بخواهد با من دعوا کند، فرار مي کنم چون دعوا از هر دو سر ضرر است!

بعد از کناره گيري از تکواندو مي خواهي چه کار کني؟

مربيگري مي کنم. حتي همين الان هم به شکل مقطعي مربي تيم ملي ايرلند هستم.

از زندگي ات راضي هستي؟

بله، خدا را شکر همسر خوبي نصيبم شده و زندگي خوبي دارم.

در کارهاي خانه کمک مي کني؟

تا جايي که از دستم برآيد. بنويس فقط کارهاي سنگين منزل!

آشپزي بلد هستي؟

وقتي به مسافرت خارج از کشور مي رويم، آشپز بچه هاي تيم مي شوم. خورشت آماده از ايران مي بريم و بقيه اش ديگر با من است که برنج، ماکاروني و... درست مي کنم.

ماشين مورد علاقه؟

خيلي به ماشين علاقه ندارم اما خودم يک اتومبيل پژو 206 دارم.

زياد اهل مد و رسيدن به ظاهرت نيستي؟

اصلاً براي اهميت ندارد. اتفاقاً خيلي لباس دارم و حتي خانومم بابت اين مسئله به من گير مي دهد ولي دوست دارم شبيه خود مردم باشم.

برنده دعواي هادي ساعي با جکي چان؟

چون جي چان چيني است، اگر بتوانم او را زمين بزنم مي شکند و برنده مي شوم ولي اگر زمين نخورد مرا مي زند!

بروس لي چطور؟

با اين يکي نمي شود شوخي کرد خيلي خطرناک است!

مايک تايسون؟

مي ترسم گوشهايم را با دندانهايش بکند ولي اگر دستهايش را ببندند مي برمش.

 

سئوالات کوتاه و جوابهاي تلگرافي قهرمان المپيک(ساعي)

پدر؟

يعني فداکاري هر وقت مي شنوم اشکهايم سرازير مي شود.

مادر؟

صبورترين، براي من هم پدر بود، هم مادر.

نوروز؟

آغاز زندگي دوباره طبيعت

تکواندو؟

زندگي هادي ساعي

پولادگر(رئيس فدراسيون تکواندو)؟

انساني قابل اعتماد، مديري لايق و خاکي.

المپيک؟

فينال ورزشي هر ورزشکار.

شهر ري؟

قلب تپنده ورزش ايران!

فوتبال؟

ورزش هاي ديگر را تحت الشعاع خود قرار داده است.

سينما؟

يعني پرويز پرستويي!

الگو؟

حسن زاهدي نايب قهرمان سابق تکواندو جهان.

تختي؟

نامي تمام نشدني در ورزش ايران.

پول؟

هياهوي بسيار براي هيچ!

دروغ سيزده؟

تيم ملي فوتبال ايران قهرمان جام جهاني 2006 آلمان مي شود!

سيزده بدر؟

فکر نمي کنم آنقدرها هم نحس باشد، قبلاً سبزده بدر به کوه هاي بي بي شهربانو مي رفتيم.

فقر؟

گريبانگير بسياري از مردم ايران.

گراني؟

کمرشکن تر از حريفان کره اي!

کتاب؟

فقط دروس دانشگاهي را مي خوانم.

اسب سواري؟

ورزش دوم ساعي.

زلزله؟

جنون طبيعت.

بم؟

شهري ماندگار در خاطر هادي ساعي.

 

 

 

عناوین مدال ها:

مدال طلا در مسابقات ارتش های جهان کرواسی 1996
مدال طلا در مسابقات بازیهای غرب آسیا 1997
مدال طلا در مسابقات جام جهانی بزرگسالان آلمان 1998
مدال طلا در مسابقات جهانی کانادا 1999
مدال طلا در مسابقات ورودی المپیک سیدنی 1999
مدال طلا در مسابقات جام جهانی فرانسه 2000
مدال برنز در مسابقات المپیک سیدنی 2000
مدال طلا در مسابقات جام جهانی ویتنام 2001
مدال طلا در مسابقات آسیا و اقیانوسیه 2002
مدال طلا در مسابقات جام جهانی ژاپن 2002
مدال طلا در مسابقات بازیهای آسیایی بوسان 2002
مدال نقره در مسابقات جهانی آلمان 2003
مدال طلا در مسابقات آسیا واقیانوسیه آتن 2004
مدال طلا در مسابقات المپیک آتن 2004
مدال طلا در مسابقات جام جهانی مادرید 2005
مدال طلا در هفدهمین دوره مسابقات آسیایی تایلند 2006
و ...

هادی ساعی در انتخابات سومین شورای شهر تهران با قرار گرفتن در لیست ائتلاف اصلاح طلبان توانست به شورای شهر تهران راه پیدا کند.

موفقیت چیزی جز اعتماد به نفس، تلاش، پشتکار و امید به آینده  نیست

  نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 9:37  توسط حسین hossayn@gmail.com  | 
امروزه در چین کمتر کسی است که نام میلیاردر معروف «Lika-shing» را نشنیده باشد،مردی که با توانایی و اراده فولادینش در چند دهه اخیر توانسته است شرکت های بزرگی را در هنگ کنگ پایه ریزی نمایدو شعبات آنها را به کشورهای آمریکایی و اروپایی انتقال دهد. این مدیر موفق اخیرا بر اساس رده بندی مجله«Forbes» با سرمایه ای معادل 13 میلیارد دلار به عنوان ثروتمندترین فرد در چین و هنگ کنگ شناخته شده است.

 


در سال 1928 «Li ka-shing» در «chaozhou» کشور چین به دنیا آمد. خانواده او علاقه فراوانی به علم و دانش داشتند و از همین رو تمام فرزندان را از همان سنین کودکی به فراگیری علوم مختلف تشویق می کردند. در سال 1940 هنگامی که او 12 ساله بود، پدرش تصمیم گرفت تا محل زندگی خانواده را به هنگ کنگ منتقل سازد. اگر چه با مهاجرت خانواده به هنگ کنگ آنها از صدمات جنگ و درگیری آن سال ها رهایی یافتند، اما اندکی بعد، پدر در بستر بیماری افتاد و سرانجام در سا 1943 جان سپرد. با مرگ پدر،«Li ka-shing» که فرزند ارشد خانواده بود ناچار به ترک تحصیل و یافتن شغلی مناسب جهت گرداندن اوضاع مالی خانواده و خواهر و برادر کو چکش شد. پسر 15 ساله ابتدا به یک کارخانه بند ساعت سازی رفت و مشغول به کار شد. چندی بعد در یک فروشگاه لوازم پلاستیکی به عنوان فروشنده به کار مشغول شد. اندکی بعد به سبب کار فراوان و لیاقت و ذکاوتی که از خود به نمایش گذارده بود، به عنوان مسئول فروش فروشگاه و پس از آن نیز مدیریت اصلی فروشگاه را بر عهده گرفت. در سال 1950 با سرمایه نسبتا قابل قبولی که خود پس انداز کرده بود یک کارگاه ساخت لوازم پلاستیکی برای خودش دست و پا کرد و نام آن را «cheung kong» گذاشت. دیری نپایید که کارگاه کوچک «cheung kong» به یک کمپانی بزرگ ساخت اسباب بازی و گل های پلاستیکی تبدیل شد.
در سن 30 سالگی نیز در کنار کمپانی و کارخانه، اقدام به خرید زمین و املاک در هنگ کنگ نمود بطوریکه در عرض مدت کوتاهی پس از دولت حاکم بر هنگ کنگ، او بزرگترین زمین دار این منطقه شناخته شد. دیگر تقریبا همه مردم با نام او به عنوان یک سرمایه دار بزرگ آشنا شده بودند. کسی که از سن 15 سالگی با کار گری دریک کارخانه به عرصه تجارت قدم گذارده بود و حال با در اختیار داشتن چهار کمپانی بزرگ و نامدار «cheung kong» ،«Hutchison Whampoa» ،«cheung Kong infrastructure» و«Hong kong Electric Holdings» به عنوان ثروتمندترین کار آفرین چین و هنگ کنگ لقب گرفته بود.
کمپانی های او هم اکنون در بیش از 24 کشور دنیا چون ایالات متحده، کانادا، انگلستان، آلمان و فرانسه شعبه دارند و بازار کالاهای این کمپانی ها بیش از 450 میلیارد دلار برآورده شده است. البته فعالیت «li ka-shing» در کشورهای دیگر تنها به این موضوع ختم نمی شود، انواع هتل، ترمینال های مسافری، کارخانجات کوچک محصولات متنوع، کمپانی های ارتباطی، کمپانی های حمل و نقل و انرژی همه و همه در کنار مستقلات او در کشورهای مختلف از جمله دارایی های او محسوب می شوند.

اما راز موفقیت او در چیست؟

اولین مساله ای که در چشم آشنایان و دوستان او جلوه گر می شود، اعتماد به نفس فوق العاده اوست. او با اعتماد به نفسی بی نظیر توانست از کارگری و فروشندگی به چنین مقامی دست یابد.

مورد دوم، سخت کوشی اوست. هیچکس در مقابل او جرات ابراز خستگی ندارد چرا که او حتی در همین سنین کهولت از همه بیشتر فعالیت می کند.

مورد سوم را می توان عشق و علاقه فراوان او به تحصیل علوم مختلف و نوین دانست. اگر چه او در دوران نوجوانی موفق به ادامه تحصیل نشد اما این امر هرگز سبب نشد که او از مطالعه کتب مختلف دورماند. او از همان دوران و تا به اکنون که به سنین کهنسالی رسیده است. هر شب بدون استثنا پیش از خواب چند صفحه مطالعه می کند و نزدیکان او هرگز شبی را به یاد ندارند که بدون کتاب به تختش برود.

اما عامل چهارم را که می توان مهم ترین علت تمایز او از دیگر کار آفرینان و مدیران صنعتی در این پهنه سخت رقابت دانست، خلاقیت و نوآوری اوست در تمامی قلمروی صنعتی اش و برای تمامی محصولاتش، در برهه های زمانی مشخص با بکار گیری خلاقیت ذاتی اش نوعی نوآوری پدید می آورد که اگر چه اندک اما فاصله او را از رقیبانش بیشتر می سازد. «li ka-shnig» در این زمینه شهرت عجیبی بدست آورده است. به گونه ای که دیگر برای همگان- چه مصرف کننده، چه مدیران کارخانه هایش و چه رقبای تجاری اش- به مساله ای عادی تبدیل شده که حتی اگر محصول با فروشی بسیار عالی همراه باشد،باز هم او با رسیدن موعد مورد نظر، به گونه ای شکل، کیفیت و یا کمیت آن را تغییر می دهد تا بازار و مصرف کنندگان به یک شکل خاص عادت نکنند و اینگونه رقبا از تولید مشابه به سود کلان دست نیابند.
اینها همه از مواردی است که سبب شده «Li ka-shing » در چین و هنگ کنگ به عنوان مقتدر ترین مدیر و سرمایه دارترین کارآفرین شناخته شود.

مترجم:علی اخلاقی

  نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 16:32  توسط حسین hossayn@gmail.com  | 

مردم یونان اعتقاد دارند من از هركول قوی‌ترم.

هركول افسانه بود اما من هستم.

من هم تا زحمت نكشم نمی‌توانم موفق باشم.

  

قوی‌ترین مرد جهان در یك نگاه

نام: حسین

نام خانوادگی: رضازاده

متولد: 22/2/1357

محل تولد: اردبیل

وضعیت: متاهل

وضعیت تحصیل: دانشجو

افتخارات: 2 قهرمانی جوانان آسیا, 4 طلای بزرگسالان جهان, یك برنز آسیایی, یك طلای آسیایی, 4 طلای جهانی, 2 طلای المپیك, 2 بار بهترین ورزشكار جهان در رشته وزنه‌برداری, ركورددار یك ضرب و دو ضرب جهان, 3 بار ورزشكار سال ایران

 

 

گرایش شما به ورزش به چه زمانی برمی‌گردد؟‌

سال 72, 15 ساله بودم و كلاس سوم راهنمایی را پشت‌سر می‌گذاشتم. معلم ورزشم رشته وزنه‌برداری را به من معرفی كرد. ایشان خودشان وزنه‌بردار بودند. به هرحال این طوری شدم وزنه‌بردار. هرچه تمرین می‌كردم از این ورزش بیشتر خوشم می‌آمد و همین طور ادامه دادم.

 

قبل از وزنه‌برداری چه ورزشی انجام می‌دادید؟‌

در كوچه و خیابان با دوستانم فوتبال بازی می‌كردیم. خیلی هم لذت‌بخش بود. دوران بچه‌گی‌شاید بهترین دوران زندگی من باشد.

 

چقدر اولین قهرمانی در تصمیم‌تان برای ادامه مسیر مهم بود؟‌

خیلی, به هرحال من نوجوان بودم و می‌خواستم موفق باشم. هیچ كس از شكست خوشش نمی‌آید اما پیروز‌ی‌ها انگیزه‌های ادامه كار هستند. هرچه به قهرمانی نزدیك می‌شدم تمرینات را بیشتر می‌كردم تا به تیم ملی دعوت شوم. قهرمانی نوجوانان ایران خیلی در ادامه كار تاثیرگذار بود و باعث شد تا كار را جدی‌تر ادامه دهم و من را به اینجا رساند كه ركورددار جهان باشم.

 

چقدر از سوی خانواده حمایت می‌شوید؟‌

پدر و مادرم واقعاً برایم سنگ تمام گذاشتند و از همه لحاظ حمایتم كردند. در آن زمان كه كم سن و سال بودم آنها با حمایت‌های خود به ادامه كار امیدوارم می‌كردند.

 

عجیب‌ترین خاطره‌ای كه از شهرت دارید چیست؟‌

هر روز زندگی من یك خاطره است و نمی‌توانم عجیب‌ترین خاطره را تعریف كنم. اما شنیدن اینكه یك نفر شبیه من 650 میلیون تومان كلاهبرداری كرده‌باشد واقعاً برایم غیرقابل تصور بود.

 

واقعاً خبر عجیبی بود شما طلای المپیك را بردید, 100میلیون گرفتید اما یك نفر با اسم شما 650 میلیون كلاهبرداری كرد؟‌

برای من اعتبار از پول مهمتر است. او با اعتبار من بازی كرد. از مردم تقاضا دارم اگر كسی بگوید من فامیل, دوست و حتی برادر رضازاده هستم باور نكنند. مردم همیشه به من لطف دارند اما نمی‌خواهم شرمنده آنها باشم. حتی می‌گویم اگر كسی چاق بود و شباهت به من داشت باور نكنید.

 

شنیدیم برای دیدن یك بچه به شمال رفتید, چرا این كار را كردید؟‌

چرا وقتی من و امثال من موفق می‌شوند, مردم ما را شرمنده می‌كنند. ما هم باید یك جوری جبران كنیم, چون متعلق به این مردم هستیم. پدر دختری هشت نه ساله اصرار داشت كه دخترش می‌خواهد مرا ببیند و من هم وظیفه خودم دانستم این كار را بكنم و به خاطر او به یكی از مناطق شمال كشور رفتم.

 

چند درصد از افراد معروف ایران این كار را می‌كنند؟‌

بدون تعارف بگویم ما بدون مردم هیچ چیز نیستیم. مگر می‌شود كسی به هم‌نوع خود كمك نكند. اگر ما معروف هستیم به خاطر همین مردم است.

 

اولین باری كه حس كردید معروف شدید و بیرون از خانه شما را می‌شناسند یادتان هست؟‌

بعد از قهرمانی جوانان جهان در سال 78 بود. پس از آن قهرمان المپیك سیدنی شدم و از آن زمان كل ایران مرا شناختند و احساس كردم معروف شدم. معمولاً‌ كسانی كه مدال المپیك را می‌گیرند, قهرمانان ملی كشورشان می‌شوند.

 

چقدر شهرت به شما آزار رسانده؟‌

بیشتر از آزار, لطف داشته است. اما بعضی وقت‌ها وقتی كسی را اتفاقی نمی‌بینم و سلام نمی‌دهم می‌گویند خودش را می‌گیرد. ولی واقعاً  من آن كس را ندیده‌ام! این حرف‌ها آزاردهنده است. در مجموع مردم به من لطف دارند.

 

چقدر مردم از شما كمك مالی می‌خواهند؟‌

من درآمد زیادی ندارم و از ورزش مخارجم را در می‌آورم. اما تا حدی كه بتوانم به مردم كمك می‌كنم این را وظیفه خودم می‌دانم.

 

دوران مدرسه به خاطر شیطنت, تنبیه یا از كلاس اخراج شده‌اید؟‌

كم و بیش شلوغ می‌كردیم, اما نه تا آن حد كه به تنبیه یا اخراج از كلاس برسد.

 

از پدرتان چطور پول می‌گرفتید؟‌

روزانه پول توجیبی می‌داد. فكر می‌كنم 100 تومان بود كه طی روز آن را خرج می‌كردم.

 

پدرتان چه كاره بود؟‌

راننده اتومبیل‌های سنگین و اكنون هم كار آزاد دارد. ما 2 برادر و 5 خواهر هستیم وخانواده‌ای پرجمعیت.

 

چقدر در خانه احساس رفاه می‌كردید؟

پدرم رفاه را تامین می‌كرد, اما در حد معمولی و مانند خانواده‌های سرمایه‌دار نبودیم. از شرایط معمولی برخوردار بودیم. از 14 سالگی هم ورزش را دنبال كردم و همیشه پدرم حامی من بوده است و هر مشكلی وجود داشت ایشان كمك می‌كردند.

 

از چه سنی از نظر مالی مستقل شدید؟‌

فكر می‌كنم در 19 سالگی با یك تیم لیگی قرارداد امضا كردم و از نظر مالی مستقل شدم.

 

چه سالی به تیم ملی دعوت شدید؟‌

سال 73 به تیم ملی جوانان دعوت شدم. به مسابقات نوجوانان آسیا اعزام شدم و در چین طلا گرفتم.

 

اولین ركوردتان در اولین قهرمانی یادتان هست؟‌

بله, سال 72 در مسابقات استانی اول شدم. یك ماه بود وزنه‌برداری را شروع كرده بودم. ركوردم در یك ضرب 50 كیلو بودم در دو ضرب 70 كیلو. آن زمان فكر می‌كنم 13 یا 14 سالم بود.

 

چه زمانی ركورد جهان را شكستید؟‌

در مسابقات آسیایی بوسان ركورد جهان را شكستم. آن روزها من 19 ساله بودم. سال بعد از آن و در سن 20 سالگی در مسابقات بزرگسالان جهان با 206كیلوگرم در مجموع قهرمان شدم.

 

به غیر از ورزش چه شغلی دارید؟‌

شركت بیمه دایر كردم و 20 نمایندگی دارم. همه نوع بیمه‌ای در این شركت انجام می‌دهم اما عمده‌ترین كار ما بیمه اتومبیل است و فكر می‌كنم روزی حداقل 20 بیمه‌گذار را سرویس می‌دهیم. البته هنوز این شركت در استان اردبیل و استان‌های اطراف است و می‌خواهم در كل ایران آن را توسعه دهم. به مردم هم توصیه می‌كنم بیمه شركت رضازاده شوند زیرا تسهیلات خوبی خواهیم داشت و رقیب سایر شركت‌های بیمه خواهیم شد.

 

در شركت بیمه‌تان روزی چقدر درآمد دارید؟‌

100 تا 150 كارمند دارم و از ابتدا هم به خاطر اشتغال‌زایی این شركت را راه‌اندازی كردم. درحال حاضر درآمد در این شركت برایم مهم نیست اما درآینده به دنبال درآمدزایی هستم. در صورت توسعه شركت بیمه‌ام درآمد هم برایم مهم خواهد بود.

 

چطور به نمایندگی‌هایتان مجوز می‌دهید؟‌

مسوول نمایندگی شركت باید لیسانس داشته باشد و سپس در كلاس توجیهی حضور پیدا كند و پس از كارشناسی و ارایه مدارك موردنیاز به او نمایندگی می‌دهیم.

 

در استان اردبیل شركت شما جا افتاده است؟‌

بیشتر از آنكه تصور می‌كردم جا افتاده است و مطمئن هستم كه روز به روز بهتر هم می‌شود.

 

كی قصد گسترش بیمه‌تان را دارید؟‌

بعد از دوران ورزشی‌ام. البته مسوولین هم به من كمك می‌كنند. از كمك‌های دكتر آسوده كه تا به امروز كمك كرده‌اند تشكر می‌كنم.

 

تا به حال آرزویی در زندگی‌تان داشته‌اید كه به آن نرسید و حسرت آن آرزو را بخورید؟‌

تا به حال به هر چه می‌خواستم رسیده‌ام. اما از خدا سومین طلای المپیك را می‌خواهم.

 

المپیك آتن برای شما جذاب‌تر بود یا سیدنی؟‌

هر دو جذابیت‌های خاص خودش را داشت اما سیدنی اولین طلای المپیك من بود و جذابیت زیادی برایم داشت. اما در آتن وظیفه‌‌ام سخت‌تر بود چون كاروان ایران هنوز طلا نگرفته بود و همه از من توقع داشتند.

 

در كشور هركول, طلای سنگین‌ترین ورزش جهان را گرفتید, واكنش مردم یونان چه بود؟‌

هركول افسانه بود اما من هستم. مردم یونان وقتی من را می‌دیدند می‌گفتند ما هركول را قوی‌ترین اسطوره دنیا می‌دانیم اما تو از او هم قوی‌تر هستی! البته من همه اینها را از لطف خداوند دارم.

 

باز هم به فكر شكستن ركورد هستید؟‌

خیلی سخت است. زدن ركورد كار ساده‌ای نیست. ركورد 100 متر جهان شاید 20 سال یك بار شكسته شود و هر رشته دیگری هم همین طور است. آن هم نه فقط یك نفر بتواند ركورد بشكند اما درهر مسابقه از من شكستن ركورد می‌خواهند و طلا را فراموش كرد‌ه‌اند. در تمرینات واقعاً زحمت می‌كشیدم و اگر بتوانم ركورد می‌زنم اما قول نمی‌دهم.

 

قرار بود قهرمان قرن جهان در رشته وزنه‌برداری شوید؟

اگر رای می‌گرفتند صددرصد من انتخاب می‌شدم. چون مردم ایران بی‌نهایت من را شرمنده كردند. اما فدراسیون جهانی نتوانست یك وزنه‌بردار را معرفی كند و 12 وزنه‌بردار برتر را انتخاب كرد.

 

چرا پیشنهاد 10 میلیون دلاری تركیه را رد كردید؟‌

من برای ایران هستم و چطور می‌توانم جایی كه به آن تعلق ندارم را با پول عوض كنم. بهترین جا برای من همین ایران است و نمی‌توانستم این كار را انجام دهم. بعد از مسابقات آتن هم یونانی‌ها این پیشنهاد را دادند اما نمی‌توانم قبول كنم. پول را چه كم و چه زیاد به دست می‌آورم اما چیزهایی در زندگی هست كه پول نمی‌تواند جای آن را بگیرد. برای من وطن ارزش دارد, پول زیادی هم دردسر می‌آورد.

 

درآمدتان چقدر است؟‌

زیاد نیست. بعد از طلای المپیك آتن 100 میلیون به من پرداخت كردند و با هدایایی كه دادند نهایتاً 130 میلیون می‌شود. با این پول چه نوع سرمایه‌گذاری می‌توانم انجام دهم.

 

اگر وزنه‌بردار نمی‌شدید چه شغلی را انتخاب می‌كردید؟‌

دوست داشتم معلم شوم. كار سخت اما جذابی است. اگر درس را بعد از دیپلم رها می‌كردم شغل آزاد را دوست داشتم.

 

فكر می‌كنم دانشجو هستید؟

بله, سال  چهارم رشته تربیت‌بدنی. در اردوها درس می‌خوانم. شب‌هایی می‌شود كه نمی‌خوابم و درس می‌خوانم. همه فكر می‌كنند رضازاده راحت زندگی‌می‌كند. نه! من هم تا زحمت نكشم نمی‌توانم موفق باشم. از یك طرف همه از من توقع دارند كه ركوردم را حفظ كنم و ترقی دهم و از طرفی دیگر باید درسم را بخوانم و هیچ‌كدام هم نباید عقب بیفتد.

 

اسپانسر شخصی دارید؟‌

بله, شركت نفتی بهران. مگر روزنامه‌آسیا اسپانسر ندارد, هر صفحه اش را باز می‌كنیم آگهی دارد, شما چند اسپانسر دارید, من یك اسپانسر.

 

از داشتن اسپانسر راضی هستید؟‌

بله, دست مسوولان بهران درد نكند. خیلی به من لطف دارند و اسپانسر من هستند.

 

چرا در تهران زندگی نمی‌كنید؟‌

وقت برای زندگی در تهران زیاد است. اردبیل را دوست دارم اما با این همه نصف سال را هم در تهران هستم.

  نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 8:33  توسط حسین hossayn@gmail.com  | 
زندگی شخصی

علی دایی در اردبیل متولد شد. او بعدها به دانشگاه صنعتی شریف راه یافت و لیسانس خود را در رشتهٔ متالورژی دریافت کرد. همچنین وی به تازگی ازدواج کرده‌است. علی دائی علاوه بر فوتبال در تجارت نیز مردی موفق بوده‌است. وی گرداننده چندین شرکت بزرگ و رستوران‌های متعدد است. دائی هیچ گاه از خرج کردن ثروت خود در راه کمک به افراد بی بضاعت و امور خیریه دریغ نورزیده‌است. این فوتبالیست برجسته ایرانی طی سالهای اوج فوتبال خود بارها در مسابقات فوتبال با نیات خیرخواهانه به میدان رفته‌است، از جمله در دیدار ستارگان فوتبال جهان و تیم منتخب بوسنی با همراهی روبرتو باجو و دیگر ستاره‌های افسانه‌ای فوتبال. او همچنین همراه بامادلین آلبرایت و دیوید بکام باسازمان یونیسف همکاری داشته‌است.

دایی، فوتبال را از باشگاه‌های کوچک شهر اردبیل همچون استقلال اردبیل و شهرداری اردبیل آغاز کرد . اوپس از قبولی در دانشگاه صنعتی شریف و اقامت در تهران به تیم تاکسیرانی تهران پیوست. او سپس به بانک تجارت پیوست و در این تیم بود که او مورد توجه بیشتری قرار گرفت و برای اولین بار به تیم ملی دعوت شد.

دایی بعدها به پرسپولیس تهران و سپس السد قطر پیوست و از این این تیم راهی اروپا شد و همراه با کریم باقری به آرمینیا بیله‌فلد باشگاه آلمانی و خداداد عزیزی به اف سی کلن پیوست. مقصد بعدی او بایرن مونیخ آلمان بود. فرانس بکن‌بائر رییس باشگاه بایرن مونیخ علی دائی را برای این باشگاه انتخاب کرد و وی را مهاجمی در سطح جهانی قلمداد کرد. حضور دایی در بایرن مونیخ آلمان نقطه‌ اوج فوتبال او بود، زیرا پیش از آن حضور بازیکنی ایرانی در یک باشگاه معتبر نظیر بایرن مونیخ سابقه نداشت. دایی به همراه بایرن مونیخ تا فینال جام باشگاه‌های اروپا رفت و در نهایت مدال نقرهٔ آن بازی‌ها را به دست آورد.

او سپس به هرتا برلین آلمان پیوست و با پوشیدن پیراهن ۹ از اصلی‌ترین بازیکنان این تیم بود. دایی با هرتا برلین هم در جام باشگاه‌های اروپا بازی کرد و دو بار دروازهٔ چلسی و یکبار دروازهٔ آث میلان را گشود. حضور موفق علی دائی در باشگاه‌های اروپایی راه را برای بسیاری از بازیکنان آسیایی از جمله هیده توشی ناکاتا و مهدی مهدوی کیا گشود.

علی دایی با باشگاه سایپا به عنوان بازیکن و سرمربی تیم سایپا فعالیت خود را آغاز کرد. این تیم توانست در خرداد ماه ۸۶ قهرمانی ششمین لیگ برتر را به دست آورد. او همزمان با قهرمانی سایپا در روز ۲۸ می ۲۰۰۷(۷ خرداد ۱۳۸۶) بازدن گل قهرمانی سایپا که آخرین گل اقای گل جهان بود از بازی کردن فوتبال برای همیشه خداحافظی کرد.

 

 

نقطه اوج دایی

از نقاط اوج دوران ورزشی دایی را می‌توان روز ۱۴ نوامبر ۲۰۰۴ دانست. او در این روز و در مسابقات مقدماتی راهیابی به جام جهانی ۴ بار دروازهٔ لائوس را گشود تا نام خود را به عنوان اولین فوتبالیست تاریخ جهان که ۱۰۰ گل در بازی‌های ملی به ثمر رسانده ثبت کند.

 

تیم های باشگاهی

استقلال اردبیل، تاکسی‌رانی، بانک تجارت، پرسپولیس (ایران)

آرمینیا بیله‌فلد، بایرن مونیخ، هرتابرلین (آلمان)

السد (قطر)

پرسپولیس، صبا باتری (ایران)

سایپا تهران

 

بهترین گلزن در بازی‌های بین‌المللی
وی یکی از بهترین گلزنان تاریخ فوتبال و نفر اول در لیست گلزنان بین‌المللی است. او هم‌چنین بهترین گلزن در تاریخ بازی‌های آسیایی است. در دور مقدماتی جام جهانی سال ۱۹۹۸ هم، او با به ثمر رساندن 38 گل در 56 بازی در رتبه‌ی اول قرار داشت.

 در سال ۱۹۹۶ با به ثمر رساندن ۲۰ گل، دایی به عنوان بهترین گلزن در بازی‌های بین‌المللی توسط فدراسیون تاریخ و آمار فوتبال (IFFHS) معرفی گردید.

در نهایت علی دایی با به ثمر رساندن ۱۰۹ گل به عنوان آقای گل جهان معرفی گردید.

 

 

 

  نوشته شده در  شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 8:10  توسط حسین hossayn@gmail.com  | 

"هر والمارت باید منعکس کننده ارزش‌های مشتریان خود بوده و از دیدگاه آنها نسبت به جامعه خود حمایت کند."

در 29 مارس 1918 در نزدیکی منطقه کینگزفیشر در ایالت اوکلاهاما توماس گیبسون والتون و نانسی لی واتسون صاحب فرزند پسری شدند که نام او را سام والتون نهادند. آنها تا سال 1923 در مزرعه خود زندگی کردند.

 

 

پدر سام که درآمد حاصل از کشاورزی را برای امرار معاش خانواده خود کافی نمی‌دید، به حرفه پیشین خود، رهن و اجاره املاک، بازگشت. بنابر این سام به همراه خانواده خود به ایالت میسوری نقل مکان نمود. سالهای متمادی آنها از این شهر به آن شهر می‌رفتند. زمانی که سام در سال هشتم مشغول به تحصیل بود، به عنوان جوانترین پیشاهنگ تاریخ آمریکا به شمار می‌آمد. بعدها نیز موفق به کسب جایزه ویژه عقابهای پیشاهنگ گردید.
او در دوران دبیرستان، در زمینه ورزش نیز خوش درخشید و در سال 1935 به همراه تیم بسکتبال و فوتبال مدرسه قهرمان شد. سام که در دوران رکود بزرگ آمریکا بزرگ می‌شد، کارهای زیادی انجام می‌داد تا به خانواده خود کمک کند. او گاوها را می‌دوشید و پس از ریختن آنها در بطری، آنها را می‌فروخت. پس از آن به فروش روزنامه و بردن آن به درب منازل مشغول شد. او به قدری هوشمند و موفق بود که در زمان فارغ التحصیلی خود به عنوان تیزهوش‌ترین پسر شناخته شد.
پس از اتمام دوران دبیرستان سام تصمیم گرفت به دانشگاه برود تا بهتر بتواند از خانواده خود حمایت کند. او به تحصیل در رشته اقتصاد در دانشگاه میسوری مشغول شد. در حین تحصیل سام به کار نیز مشغول بود و از کار کردن ابایی نداشت. در میان کارهای مختلفی که داشت زمانی حتی در ازای غذا، در رستورانها پیشخدمتی می‌کرد.
سه روز پس از فارغ التحصیلی از دانشکده، به عنوان کارآموز مدیریت به جی سی پنی رفت که ماهانه 75 دلار حقوق می‌گرفت. او در سال 1942 پیش از اعزام به سربازی در جنگ جهانی دوم از این کار استعفا داد. در خلال سربازی در کارخانه تولسای اوکلاهاما مشغول به کار شد و در آنجا با همسر آینده خود، هلن رابسون، نیز آشنا گردید. او دانش‌آموخته بازرگانی دانشگاه اوکلاهاما و دختر یک بانکدار و مزرعه‌دار معروف بود. آنها در 14 فوریه 1943 ازدواج کردند.

اولین فروشگاه‌ها
در سال 1945، پس از ترک ارتش، والتون تصمیم گرفت تا فروشگاه بزرگی افتتاح کند که مغازه‌های متنوعی در آن وجود داشته باشند. او با کمک پدرزن خود 20 هزار دلار وام گرفت و به همراه 5 هزار دلاری که در دوران خدمت سربازی اندوخته بود، فروشگاه بن فرانکلین در آرکانزاس را خریداری کرد. این فروشگاه نمایندگی زنجیر برادران باتلر را در اختیار داشت.

 در همین فروشگاه بود که سام والتون در بسیاری از مفاهیمی که نقشی بسیار اساسی را در موفقیت او ایفا نمودند پیشتاز شد. او در ابتدا اطمینان حاصل کرد که قفسه‌های فروشگاه مملو از اجناس متنوع و ارزان قیمت باشند. در ضمن، فروشگاه او، به ویژه در ایام کریسمس، بیش از سایر مغازه‌ها باز می‌ماندند. همچنین او با خرید از عمده فروشان ارزان قیمت، در زمینه تخفیف دادن نیز پیشتاز و میدان دار گردید. این کار باعث می‌شد تا مشتریان او پول بیشتری بیاندوزند و در نتیجه فروش خود او نیز بالاتر رفت. فروش بیشتر، به او این امکان را می‌داد تا قیمت کمتری از عمده‌فروشان درخواست کند. یکی از دلایل موفقت این فروشگاه موقعیت مرکزی آن بود که اجازه دسترسی به مشتریان زیادی را می‌داد. برای پیروزی در رقابت با فروشگاه استرلینگ، والتون فروشگاه مجاور خود را اجاره کرد و در سال 1950 آنرا افتتاح نمود، اما به آن موفقیت نرسید.
با توجه به موفقیت عظیم این فروشگاه‌ها، مالک فروشگاه مجاور حاضر به تمدید اجاره نامه خود نشد، چون تصمیم داشت آنرا به پسرش واگذار کند. نداشتن گزینه‌هایی برای نوسازی و اجاره 5% میزان فروش اولین درس‌های تجارت برای سام والتون بودند. علیرغم بی‌انصافی‌ها و بی‌عدالتی‌هایی که با بیرون راندن او در حق والتون شده بود، مالک مغازه تمام فروشگاه و اجناس آن را به قیمت 50 هزار دلار خرید که خود والتون آنرا قیمتی منصفانه می‌دانست.

ارزان‌فروشی والتون
قبل از ترک فروشگاه خود در سال 1951، والتون جای دیگری را برای فروشگاه جدید خود در نظر گرفته بود. او که جایی را در محل قدیمی خود نیافته بود، در بنتونویل آرکانزاس فروشگاهی را باز کرد و این بار نام آنرا «ارزان‌فروشی والتون» گذاشت. در بنتونویل او و همسرش درگیر فعالیت‌های اجتماعی نیز شدند. والتون مدتی رییس باشگاه روتاری و اتاق بازرگانی نیز بود. او همچنین در شورای شهر انتخاب شد، در هیات پرستاران فعالیت نمود و لیگ کوچک بیسبال را در شهر خود راه‌اندازی نمود.
در سال 1952 والتون تصمیم گرفت تا فروشگاه دیگری در 20 مایلی جنوب بنتونویل راه اندازی کند. این فروشگاه هم همان نام را داشت و به همان موفقیت ارزانفروشی اصلی دست یافت. والتون در مورد این دوران می‌گفت: من بدون خجالت یا شرمندگی کاری را می‌کردم که در مورد هر کار دیگری در زمینه تجارت نیز انجام می‌دادم و خواهم داد: من در فروشگاه دیگران سر می‌کشیدم و به دنبال استعدادها و قابلیت‌ها می‌گشتم.
در جستجوهای خود، والتون به ویلارد واکر، مدیر فروشگاهی در اوکلاهاما برخورد کرد. به همراه واکر او کاری کرد که اگر چه امروزه خیلی عادی است، اما در دوران خود کاری نامعمول و غیررایج بود. والتون درصدی از سود فروشگاه را به واکر پیشنهاد داد. خود والتون نیز ماهی یکبار برای سرکشی و رسیدگی به امور فروشگاه به آنجا سر می‌زد.
در همین دوران بود که والتون برای اولین بار پدیده صندوق را به وجود آورد تا مشتریان بتوانند پس از انتخاب اجناس خود، پول آنها را یکجا و در نزدیکی درب خروجی بپردازند. والتون همچنین اصرار داشت که فروشگاه‌های او تمیز و پرنور باشند و برای افزایش وفاداری کارمندان خود، آنها را در سود فروشگاه سهیم می‌کرد.

زنجیره فروشگاه‌ها
پس از مدتی والتون به کمک برادر، پدر زن، و برادر زن خود فروشگاه‌های بیشتری را تاسیس نمود. کم کم او فروشگاه‌های بزرگتری را باز نمود و نام آنها را «مرکز فروش خانواده والتون» نهاد. والتون به مدیران خود پیشنهاد کرد تا در فروشگاه‌های تحت مدیریت خود سرمایه‌گذاری کنند و در صورت تمایل تا سقف 1000 دلار در فروشگاه‌های جدید سرمایه‌گذاری نمایند. این کار باعث می‌شد تا مدیران تمام سعی خود را بنمایند تا سود آنها بیشتر شود و مهارتهای مدیریتی خود را افزایش می‌دادند. تا سال 1962، والتون و برادرش 16 فروشگاه را در آرکانزاس، میسوری، و کانزاس در اختیار داشتند.

اولین والمارت
برای بیشتر مردم دنیا، نام والمارت نامی کاملا آشناست. مجموعه‌ای از فروشاه‌های زنجیره‌ای در سرتاسر دنیا که با قیمتی بسیار مناسب به خرده فروشی می‌پردازند. تجربه سام والتون در مدیریت و تاسیس فروشگاه‌های متعدد به همراه ایده‌های بزرگ او باعث شد تا پس از داشتن 16 فروشگاه، ایده خود را جهانی ساخته و به پرورش آن بپردازد.
اولین والمارت واقعی در سال 1962 در راجرز در آرکانزاس افتتاح شد. به تدریج والکارت به بزرگترین خرده‌فروشی دنیا تبدیل شد. در سال 2004، بیش از 5/1 میلیون نفر در استخدام شرکت والمارت بوده‌اند.
والتون معتقد بود که «هر والمارت باید منعکس کننده ارزش‌های مشتریان خود بوده و از دیدگاه آنها نسبت به جامعه خود حمایت کند.» والمارت برنامه‌هایی را توسط افراد محلی در مناطق برگزار نی‌کند تا به نیازسنجی مشتریان خود بپردازد.
او در سال 1992 به خاطر تلاشهای منحصر به فرد خود در صنعت خرده‌فروشی به دریافت مدال آزادی نایل آمد. در آوریل همان سال بود که سام والتون در سن 74 سالگی از دنیا رفت.
مجله فوربس او را در طول سالهای 1985 تا 1988 به عنوان ثروتمندترین مرد آمریکا و دنیا معرفی نمود. بیل گیتس که اکنون سالهاست به عنوان ثروتمندترین مرد دنیا شناخته می‌شود، در سال 1992 و پس از مرگ سام والتون وارد این لیست شد. طبق برآوردهایی که انجام شده است، بسیاری معتقدند اگر سام والتون هنوز زنده بود، ثروتی دو برابر بیل گیتس در اختیار داشت. در سال 1998 نیز سام والتون در میان فهرست 100 فرد تاثیرگذار قرن بیستم مجله تایم قرار گرفت.

 

حمیدرضا غلامزاده

  نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 8:48  توسط حسین hossayn@gmail.com  | 

از اولین روزهايی که دستگاه چاپ اختراع شد تا به امروز لحظه لحظه بر تعداد علاقه مندان کتاب و کتاب خوانی افزوده می شود. سالیان سال است که اهل قلم و فکر برای یافتن کتب مورد علاقه خود به روش های گوناگون و متعددی متوسل می شوند. یافتن و مطالعه کتب در دوره ای از تاریخ تنها در کتابخانه کلیساها و یا دانشگاه های بزرگ و معتبر امکان داشت. تنها برای دستیابی به یک کتاب ارزشمند ممکن بود شما را از شهری به شهری دیگر و یا از دیاری به دیاری دیگر بکشاند. اما کم کم با توسعه ارتباطات و سهل الوصول شدن امر تجارت اندکی کار ساده تر گشت. کار به حدی ساده شده بود که تنها با بیرون رفتن از خانه و سرزدن به کتاب فروشی مرکز شهر امکان تهیه هر نوع کتابی برای شما فراهم شده بود. اما برای بشر در حال پیشرفت که لحظه به لحظه زندگی اش توام با حوادث و اتفاقات شگرف و پیش بینی نشده است، صرف این مدت زمان جهت رفت و آمد به کتابفروشی نیز ضرری جبران ناپذیر تلقی می شود. انسان امروزی به چنان حد از پیشرفت و تکنولوژی دست یافته است که حتی برای خرید یک کتاب می تواند در اتاقش بر روی صندلی راحت مقابل کامپیوترش بنشیند و با فشار چند دکمه تمامی عملیات خرید از جمله پرداخت هزینه آن را انجام دهد. این مساله تنها برای کتاب هایی نیست که شما آنها را می شناسید؛ با ورود به سایت اینترنتی "Amazon.com" شما به راحتی می توانید در رابطه با موضوعات دلخواه خود کتبی از سراسر دنیا پیدا کنید و حتی این امکان برای شما فراهم شده است تا به کل موضوع کتاب و احتمالا نقدهایی که درباره آن نوشته شده است پیش از تصمیم برای خرید کتاب مورد نظر دست یابید.


تمامی این تسهیلات مدیون فردی است به نام "Jeff Bezos" .


"Jeff" پسر ارشد « Miguel Bezos» مدیر کمپانی «Exxon» می باشد. از همان دوران کودکی نبوغ ویژه ای برای انجام کارهای خارق العاده و نو داشت . پدر بزرگش که بازنشسته سازمان انرژی اتمی بود آینده درخشانی را برای او تصور می کرد و در تمامی روزهای تعطیل مدرسه او را به مزرعه خود در تگزاس می برد. تاثیر پدر بزرگ بر "Jeff" به حدی بود که تصمیم گرفت مطابق خواست پدر بزرگ در آینده یا یک فضا نورد شود و یا یک فیزیکدان معروف. البته این تصمیم چندان احساسی نبود چرا که او توان و استعداد خود را در این زمینه به مراتب ثابت کرده بود. از جمله ابتکارات او در دوران نوجوانی خلق مکعب بی انتها بود که با استفاده از یک جعبه مکعبی کوچک که تمامی اضلاع آن را آینه تشکیل می داد، تعداد تصویر اجسام قرار داده شده در میان جعبه را به بی نهایت می رساند که این ابتکار او در آن سن و سال شور و هیجان بسیاری را برپا کرد. دیگر اینکه هر گاه آسیاب های بادی مزرعه پدر بزرگ از کار می افتاد ابتدا پیش از خبر کردن مکانیك محل "Jeff" را صدا می کردند و در اغلب موارد او به راحتی آنها را تعمیر می کرد.
هوش و استعداد بی نظیر او در درس های مدرسه نیز ثابت شد، بطوریکه دوره دبیرستان را با بالاترین نمرات به عنوان شاگرد اول در «Miami» برگزیده شد و راهی دانشگاه شد. در دانشگاه نیز به همین شکل در رشته مهندس برق و کامپیوتر مشغول به تحصیل و سرانجام پس از اتمام دوره فارغ التحصیل شد.
با اتمام دوره تحصیل، «Bezos» یک متخصص کامپيوتر شده بود. از این رو کمپانی «FITEL» در نیویورک از او دعوت به کار كرد و دو سال بعد جهت مجهز کردن سیستم کامپيوترهای کمپانی «Bankers Trust» وارد این شرکت شد و در سال 1990 به سبب لیاقت هایی که از خود نشان داد به سمت معاونت این کمپانی در آمد و به عنوان جوان ترین معاون آن مشغول به کار شد.
در فاصله سال های 1990 تا 1994 ، «Bezos» وارد کمپانی «D.E Shaw» شد و با خلق پیچیده ترین سیستم تکنولوژیكي مالی، قدرت آن را در «Wall Street» فزونی بخشید و سرانجام در سمت مدیر ارشد گروه و مجددا به عنوان جوان ترین مدیر به کار مشغول گردید.
او که تخصص ویژه ای در کامپیوتر داشت، با پدیدار شدن تجارت الکترونیک تصمیم گرفت تا از تخصص خود در این نوع تجارت نیز استفاده نماید. از این رو همراه همسرش «Mackenzie» که یک رمان نویس بود و علاقه فراوانی به مطالعه کتب گوناگون داشت، سایت "Amazon.com" را بنا کرد. البته شکل اولیه سایت و نحوه کاربری آن اصلا قابل مقایسه با نوع فعلی در آن نبود چرا که آنها در ابتدا اصلا توجه تصور چنین تجارت عظیمی را نداشتند. قصد آنها فروش کتاب ، CD و نوارهای موسیقی و فیلم در محدوده ای اندک بود اما بازگذشت زمان و درک نیاز جوامع بشری « Bezos» کم کم آن را ارتقا داد به شکل فعلی اش رساند.
سایت "Amazon.com" که امروزه با فروش بیش از 92/1 میلیارد دلار و همچنین بیش از 60 هزار لینک در مقام اول فروش اینترنتی قرار دارد. در ماه می سال 1997 وارد بورس شد و هم اکنون سهامی با ارزش بیش از 17 میلیارد دلار در اختیار دارد.
"Jeff Bezos" موسس و مدیر این سایت بر اساس آمار اعلام شده در سال 2005 هم اکنون صاحب سرمایه ای شخصی معادل 1/4 میلیارد دلار می باشد که در این سال در لیست ثروتمندترین های جهان جای گرفته است.

  نوشته شده در  چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 14:47  توسط حسین hossayn@gmail.com  | 

"هیچ وقت دوست نداشتم ستاره باشم."

سوهاس 14 ساله بود که یک شرکت نرم افزاری را ایجاد کرد و اکنون به یکی از نمونه های موفقیت در صنعت رایانه هند تبدیل شده است. او که اکنون 21 ساله است شرکتی با کلاس جهانی با 400 کارمند دارد.

 کتاب "لیمکا" که نسخه هندی کتاب رکوردهای گینس است نام او را به عنوان جوان ترین مدیرعامل دنیا آورده است. برخلاف انتظار، سوهاس در خانه معمولی زندگی می کند، خودرویی کوچک دارد، گوشی تلفن همراهش گران قیمت نیست و لباس های مارک دار طراحان بزرگ برتن نمی کند.

سال 2005 میلادی بود که یک شرکت سرمایه گذاری از هوستون آمریکا برای کسب بخش اعظم سهام "شرکت گلوبالس" سوهاس، 100 میلیون دلار پیشنهاد کرد اما گوپیناس پس از ماهها رایزنی این پیشنهاد را رد کرد. او دلیلش را اینگونه توصیف کرد : "چرا باید فرزندم را بفروشم؟"

در اواسط دهه 90 توسط برادرش با کافی نت آشنا شد. از همان آغاز مسحور این جامعه مجازی شد و توسط کتابهای خودآموز طریقه طراحی وب سایت را آموخت. او اولین وب سایتش را در سال 98 وقتی 13 ساله بود به نام coolhindustan راه اندازی کرد. اما پس از مدتی توسط هکرهای پاکستانی هک شد. او نه تنها مایوس نشد بلکه به فکر راه اندازی یک شرکت و وب سایت جهانی افتاد.

"گلوبالس" در حال حاضر 200 مشتری ثابت در نقاط مختلف جهان دارد، در 11 کشور دفتر نمایندگی دایر کرده و 65 درصد درآمد شرکتش از مشتریان اروپایی تامین می شود. او در حال حاضر دانشجوی رشته مهندسی کامپیوتر دانشگاه بنگلور هند است.

  نوشته شده در  دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 0:16  توسط حسین hossayn@gmail.com  | 

در سال 1331 در شهر سنگسر استان سمنان متولد و در یک خانواده ی متوسط و منضبط بزرگ شد. پدر و مادرش فوق العاده خوش فکر بودند و به گفته خودش، ما را در تمام زمینه ها تشویق و یاری می کردند. پدرش مانند بقيه سنگسريها، دامدار بود و وضعيت نسبتا خوبي داشتند.

دوران کودکی را در سنگسر گذراند، تابستانها کار می کرد و زمستانها درس می خواند و خود کفا بود. بعد از آن دو سال در سمنان تحصیل کرد و سپس به تهران آمد و تحصیلات متوسطه را در تهران به صورت شبانه گذراند و با پیشنهاد یکی از دوستانش وارد کار رنگ شد. در طول تحصیل در یکی از شرکتهای رنگ سازی در جاده ی کرج به عنوان مسئول تولید و بعد از آن به عنوان مسئول آزمایشگاه کار می کرد.

 

بعد از گرفتن دیپلم به خدمت سربازی رفت. در سال 1356 بعد از تمام شدن خدمت با تخصص و تجربه ای که کسب کرده بود و علاقه ای که داشت با یک سرمایه ی جزئی و همکاری برادرانش و چند نفر از شرکاء، شرکتی را در گرمسار تأسیس کرد. ابتدا نام آن شرکت، شط رنگ بود که با تشابه اسمی که بعداً ایجاد شد به پارس اِشن تغییر نام پیدا کرد. سپس از طریق وزارت صنایع حدود دو سال در دانشگاه امیر کبیر و دانشگاه شریف کلاسهای مربوط به صنعت رنگ سازی را به صورت تئوری گذراند. در آنجا به او پایان نامه ای دادند که از نظر تئوری و تکنیکی او را تأیید می کرد. نهایتاً با تلاش و کوشش زیاد با توجه به افت و خیز های سیاسی، اقتصادی و ایدئولوژی که در زمان جنگ ایجاد شده بود، با قدرت و همت در مقابل مشکلات اقتصادی ایستادگی و همراه با برادرانش شرکت را تقویت کردند و توانستند 400 تن رنگ و انواع رنگ های ساختمانی و تینر بسازند. از سال 1362 به مرور شرکت را توسعه دادند. در حال حاضر شرکت پارس اِشن یکی از شرکتهای موفق و بزرگترین تولید کننده ی رنگ در ایران می باشد و اخیراً هم در حال وارد کردن تکنولوژی رنگ پولی در ایران می باشند.

 

هم اکنون به کشورهای متعددی رنگ صادر می کنند و در حال رقابت با کشورهای آمریکایی، اروپایی، انگلیسی و آلمانی هستند و سعی می کنند که تولیداتشان را با قیمت بهتر و کیفیت عالی عرضه کنند.

 

در سال 1377 با كمك يكي از دوستان شركت روستا را خريداري نمودند و وارد كار قطعه سازي شدند و توانستند در حدود 5،4 سال در آنجا سرمایه گذاری کرده و ماشین آلات جدید اضافه کنند. طرح و توسعه ی زیادی در این زمینه مطرح و در حال حاضر در حال تولید کمک فنر و کانتینر برای کشتی ها می باشند. هم اکنون شرکت روستا از نظر تخصصی، تکنیکی، موفقیت اقتصادی و اجتماعی در استان سمنان و سنگسر جزء اولین ها می باشد. شركت روستا در حال حاضر ، يكي از برترين قطعه سازان ايران خودرو به شمار مي آيد.

 

 

 غیر از پروژه های خصوصی که با شرکاء در شرکت دارند، به همراه پنج نفر از صنعتگران برجسته سنگسر در حال انجام چند پروژه بزرگ که شامل پروژه تولید اسید چرب گلیسیرین که حدود 4 میلیون دلار هزینه دارد، می باشند. پروژه تولید کیت گازسوز و گاز سوز کردن خودرو و پروژه تولید دیوارهای گچی پیش ساخته در حاشیه شهر از دیگر پروژه ها به حساب می آید. این پروژه های بزرگ با نام شرکت ایسکو (ایندس سنگسر) انجام می گیرد.

 

به گفته ایشان، در دوران کودکی الگوی خاصی نداشت ولی همیشه دوست داشت در تمام زمینه ها اول باشد. در حال حاضر موقعیت اجتماعی و اقتصادی فوق العاده ممتازی نسبت به افرادی که می شناخت کسب کرده است و دوست دارد به دیگران نیز کمک کند تا به این موقعیت برسند.

 

"ایده جرقه ای است که در ذهن انسان می آید، بعد ما آن را به صورت واژه در می آوریم و به مرحله ی عمل می رسانیم."

 

انسان در هر مرحله ای برای رسیدن به هدف باید انتخاب درست و منطقی داشته باشد و این انتخاب باعث موفقیت در زندگی می شود. همچنین عامل دیگر موفقیت، به روز کار کردن پرسنل و آموزش است که باعث می شود کارکنان با علم و تکنولوژی روز دنیا آشنا شوند.

  نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 8:58  توسط حسین hossayn@gmail.com  | 

خیلی از پدر و مادرها از اینكه فرزندانشان علاقه‌ای به خوردن صبحانه ندارند، گله‌مند هستند و خیلی‌های دیگر نیز اصلاً وقت خوردن صبحانه و درست كردن چای و خرید نان تازه و این قبیل كارها را ندارند. شاید بهتر است بگویم حوصله این كارها را ندارند. اما اگر كمی تغییر در خوراك صبحانه به‌وجود آید و به قول معروف برای بچه‌ها میز صبحانه را جذاب‌تر كنیم، مسلماً خواهید دید اشتیاق كودكان به خوردن صبحانه بیشتر می‌شود.

 


پزشكان مهمترین وعده غذایی روز را صبحانه می‌دانند و حتی افراد چاق را به خوردن صبحان تشویق می‌كنند. اروپاییان دایماً در حال معرفی خوراكی‌های جدید هستند. این مشكل نه قفط در بین ما كه در بین غربی‌ها هم مشهود بوده است. به همین خاطر در دهه 1940 یك شركت اروپایی، محصول جدیدی به نام "نوتلا" (Nuttella
) به كسانی كه علاقه‌ای به خوردن صبحانه به‌طور سنتی نداشتند، معرفی كرد. تا به امروز تقریباً سه نسل از اروپاییان با خوردن "نوتلا" بزرگ شده‌اند. "نوتلا" را "پیترو فررو" كه یك كلوچه‌ساز و شیرینی‌پز بود در شركت "فررو" تهیه كرد.
در آن زمان براثر جنگ جهانی دوم، كاكائو كمیاب بود و به همین دلیل "فررو" كاكائو را با فندق برشته شده، روغن كاكائو و روغن گیاهی مخلوط كرد تا یك خوراكی جدید به صرفه برای مالیدن روی نان به نام "پاستا جون دوجا" تهیه كند. در فوریه 1946، میلادی 660 پوند از این محصول فروخته شد. "فررو" برای اینكه بتواند جوابگوی این همه تقاضا باشد، با كشاورزان محلی صحبت كرد تا بیشتر به تولید فندق بپردازند. در سال 1946 "فررو" محصول "سوپر كرم جون دوجا" را تهیه كرد كه ارزان‌تر بود.
این خوراكی آن قدر مورد استقبال قرار گرفت كه سوپر ماركت‌های ایتالیا سرویس جدیدی را برای مشتریان خود به نام آغشتن راه انداختند.

 


كودكان ایتالیایی می‌توانستند با یك تكه نان به این سوپر ماركت‌ها بروند. و سراغ این سرویس را بگیرند و سپس خدمه سوپر ماركت با یك چاقو نان بچه‌ها را شكلاتی می‌كردند.
در سال 1964،‌این خوراكی به "نوتلا" تغییر نام داد و بازاریابی برای آن در خارج از ایتالیا آغاز شد. امروزه "نوتلا" پرطرفدارترین غذای خامه مانند در اروپا به شمار می‌رود.
در آلمان "نوتلا" پرطرفدارترین غذای صبحانه است. در ایتالیا و فرانسه نیز "نوتلا" پس از بازگشت از مدرسه در بین دانش‌آموزان محبوب است. "میچل فررو" متولد 1927 و یكی از میلیاردرهای جهان اكنون مالك شركت فررو، است.
"میچل فررو" ایتالیایی در سال 2002 شكلات سازی
Ferrero SPA، یكی از بزرگترین شكلات‌سازی‌های اروپا را با فروش 4 میلیارددلار در اختیار خود گرفته است. از مارك‌های معروف این شركت Ferrero Rocher، Nuttella و همچنین Kinder Eggs یا همان تخم‌مرغ شانسی را می‌توان نام برد. تخم‌مرغ شانسی‌های "فررو" در سال 1974 روانه بازار شد. تخم‌مرغ شانسی‌ها شكلاتی هستند و داخل آنها اسباب‌بازی مخصوص كودكان قرار دارد كه معمولاً جنبه كلكسیونی برای بچه‌ها دارد و همین باعث می‌شود كه مدام به خرید آنها علاقه پیدا كنند. هر چند طعم خوشمزه آنها را نیز نباید فراموش كرد. البته اسباب‌بازی‌های داخل تخم‌مرغ شانسی‌ها به خاطر داشتن قطعات ریز برای كودكان زیر سه سال اصلاً مناسب نیست. اسباب‌بازی موجود در "Kinder Eggs" ساخت یك شركت كوچك در تورین ایتالیا به نام "Produzioni Editoriali Aprile" است كه موسس آن دو برادر هستند. در آمریكا فروش "Kinder Eggs" در صورتی كه داخل آن اسباب‌بازی باشد از سوی دولت آمریكا به خاطر مسایل ایمنی ممنوع شده است. درعوض در این تخم‌مرغ‌های شكلاتی، شكلات قرار دارد. خیلی از بزرگسالان اروپایی نیز به جمع‌آوری اسباب‌بازی داخل تخم‌مرغ‌ها علاقه دارند و حتی بازاری نیز برای آن تهیه شده است. مخصوصاً در آلمان چنین بازاری طرفداران زیادی دارد.
"نوتلا" 15 درصد چربی، 9 درصد آهن و 4 درصد كلسیم دارد.


مرجع: روزنامه آسيا


  نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 8:23  توسط حسین hossayn@gmail.com  | 
از كودكي به فرش اشتغال داشت. در 7 سالگي پدرش را از دست داد و مسئوليت اداره زندگي را به عهده گرفت. پس از چند سالي كه در بافت فرش فعاليت داشت، مقداري پول جمع آوري كرد و براي اولين بار دو فرش كوچك را خريد و در مكان ديگر با سودي اندك فروخت.

 بعد از مدتي و ادامه خريد و فروش فرش، به چند كشور خارجي سفر كرد و پس از شناسايي بازار و نوع تقاضا، وارد حوزه صادرات فرش شد. از تبريز به تهران مراجعت نمود و با نوآوري در توليد و صادرات فرشهاي دست بافت، گرايش خود را از توليد مستقيم فرش به تولید، تجارت و صادرات فرش تغيير داد. وی در حال حاضر به كشورهاي نظير ژاپن، آلمان، عربستان و ... فرش صادر مي كند. مهمترين مركز فعاليتش در كشورهاي خارجي، كشور ژاپن است.

  نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 10:48  توسط حسین hossayn@gmail.com  | 
"World Wide Web" اصطلاحي آشنا براي تمامي كاربران اينترنتي است كه در سراسر اين كره پهناور همه آنها به هر زبان و مليتي كه باشند يك برداشت مشترك از آن دارند. اما شايد بسياري از شما دوستان اطلاعي نداشته باشيد كه اين كليد ورودي سايت‌هاي جهاني از كجا و توسط چه كسي پديدار گشته است.
"Timothy Berners lee" در سال 1964 در لندن ديده به جهان گشود. از همان دوران كودكي عشق و علاقه فراوان به سر هم كردن اشياي كم ارزش دور و بر خودش جهت ساخت لوازم باارزش‌تر نشان مي‌داد، بارها و بارها با كنار هم قرار دادن قوطي‌هاي كنسرو براي خودش ماشين‌هاي اسباب‌بازي درست مي‌كرد و آنها را مقابل چشمان كودكان همسايه به نمايش مي‌گذاشت. هنگامي كه اندكي بزرگتر شد به سراغ وسايل برقي رفت قطعه‌هاي ساده الكترونيكي ساخت "Tim" براي فروشندگان لوازم الكتريكي محله سكونت‌شان اصلاً قابل باور نبود.

 


سال‌ها بعد در سال 1976 از كالج "Qeen" دانشگاه آكسفورد فارغ‌التحصيل شد و در همان زمان بود كه اولين كامپيوتر خود را به همراه لحيم يك تكه آهن، چند قطعه TTL، يك عمل كننده 6800M و يك تلويزيون قديمي ساخت. با انجام اين كار، توسط يك شركت مخابراتي با نام «Pleesy» كه يكي از توليدكنندگان بزرگ تجهيزات مخابراتي در بريتانيا به شمار مي‌رفت، جذب شد. مدت دو سالي را كه در آنجا بود توانست ايستگاه‌هاي تقويتي پيام‌ها را تقويت بخشد و از اين رو كمك بسيار موثري به اين صنعت اهدا كرد.
دو سال بعد يعني در سال 1978 از «Pleesy» جدا شد و به كمپاني بزرگ ديگري به نام «DGnash» پيوست، جايي كه او با هوش و ابتكار بالاي خود توانست يك نرم‌افزار حروف‌چيني براي چاپ‌كننده‌هاي هوشمند طراحي كند.
يك سال و نيم بعد به عنوان مشاور ارشد در لابراتوار فيزيك اروپا در سوييس به كار شد و در مدت شش ماهي كه در آنجا فعاليت مي‌كرد توانست براي خودش برنامه ذخيره اطلاعات ويژه‌اي با كارايي بالا طراحي نمايد، از آنجا كه «Enquire» برنامه طراحي شده را تنها براي استفاده شخصي خودش ابداع كرده بود، درصدد انتشار آن برنيامد اما جالب اينجاست كه همين برنامه بعدها زمينه‌ساز طراحي «WWW» گرديد.
با جدايي از لابراتوار فيزيك به كمپاني مشهور «CERN» پيوست، در همان جا بود كه خلاقيت «Tim» در زمينه طراحي‌هاي كامپيوتري بيش از پيش شهره خاص و عام شده بود و توانست با استفاده از توانايي بالايش در اين امر برنامه‌هاي بسيار متنوعي را طراحي كند كه از جمله آنها مي‌توان به «WWW» اشاره كرد.
اين طراحي كه در دسامبر 1990 انجام شد به افراد اجازه مي‌داد تا با يكديگر در يك وب‌سايت ارتباط برقرار نمايند و سرانجام در تابستان 1991 در اينترنت راه‌اندازي شد.
دقيقاً از همين زمان بودكه پيشنهادات متنوع و باارزشي از سوي شركت‌هاي بزرگ كامپيوتري به سوي تيم سرازير شد و نام او را بر سر زبان‌ها انداخت. فعاليت‌هاي گرافيكي و برنامه‌نويسي او از سال 1991 تا به امروز به حدي گسترده شده است كه براي نوشتن پيرامون آنها ساعت‌ها وقت لازم است. براي نشان دادن گوشه‌اي از عملكرد اين مرد بزرگ در اين سال‌ها ذكر اين مطلب كفايت مي‌كند كه از سوي امپراتوري بريتانيا لقب شواليه- دومين رتبه عالي سلطنتي- به اين مبتكر چهل ساله و مدير كنسرسيوم «WWW» به خاطر خدماتش به توسعه جهاني اينترنت اعطا مي‌گردد.

  نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 10:34  توسط حسین hossayn@gmail.com  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM