موفقان، خود را به جهانیان بشناسانید |
"هر والمارت باید منعکس کننده ارزشهای مشتریان خود بوده و از دیدگاه آنها نسبت به جامعه خود حمایت کند."
در 29 مارس 1918 در نزدیکی منطقه کینگزفیشر در ایالت اوکلاهاما توماس گیبسون والتون و نانسی لی واتسون صاحب فرزند پسری شدند که نام او را سام والتون نهادند. آنها تا سال 1923 در مزرعه خود زندگی کردند.

پدر سام که درآمد حاصل از کشاورزی را برای امرار معاش خانواده خود کافی نمیدید، به حرفه پیشین خود، رهن و اجاره املاک، بازگشت. بنابر این سام به همراه خانواده خود به ایالت میسوری نقل مکان نمود. سالهای متمادی آنها از این شهر به آن شهر میرفتند. زمانی که سام در سال هشتم مشغول به تحصیل بود، به عنوان جوانترین پیشاهنگ تاریخ آمریکا به شمار میآمد. بعدها نیز موفق به کسب جایزه ویژه عقابهای پیشاهنگ گردید.
او در دوران دبیرستان، در زمینه ورزش نیز خوش درخشید و در سال 1935 به همراه تیم بسکتبال و فوتبال مدرسه قهرمان شد. سام که در دوران رکود بزرگ آمریکا بزرگ میشد، کارهای زیادی انجام میداد تا به خانواده خود کمک کند. او گاوها را میدوشید و پس از ریختن آنها در بطری، آنها را میفروخت. پس از آن به فروش روزنامه و بردن آن به درب منازل مشغول شد. او به قدری هوشمند و موفق بود که در زمان فارغ التحصیلی خود به عنوان تیزهوشترین پسر شناخته شد.
پس از اتمام دوران دبیرستان سام تصمیم گرفت به دانشگاه برود تا بهتر بتواند از خانواده خود حمایت کند. او به تحصیل در رشته اقتصاد در دانشگاه میسوری مشغول شد. در حین تحصیل سام به کار نیز مشغول بود و از کار کردن ابایی نداشت. در میان کارهای مختلفی که داشت زمانی حتی در ازای غذا، در رستورانها پیشخدمتی میکرد.
سه روز پس از فارغ التحصیلی از دانشکده، به عنوان کارآموز مدیریت به جی سی پنی رفت که ماهانه 75 دلار حقوق میگرفت. او در سال 1942 پیش از اعزام به سربازی در جنگ جهانی دوم از این کار استعفا داد. در خلال سربازی در کارخانه تولسای اوکلاهاما مشغول به کار شد و در آنجا با همسر آینده خود، هلن رابسون، نیز آشنا گردید. او دانشآموخته بازرگانی دانشگاه اوکلاهاما و دختر یک بانکدار و مزرعهدار معروف بود. آنها در 14 فوریه 1943 ازدواج کردند.
اولین فروشگاهها
در سال 1945، پس از ترک ارتش، والتون تصمیم گرفت تا فروشگاه بزرگی افتتاح کند که مغازههای متنوعی در آن وجود داشته باشند. او با کمک پدرزن خود 20 هزار دلار وام گرفت و به همراه 5 هزار دلاری که در دوران خدمت سربازی اندوخته بود، فروشگاه بن فرانکلین در آرکانزاس را خریداری کرد. این فروشگاه نمایندگی زنجیر برادران باتلر را در اختیار داشت.
در همین فروشگاه بود که سام والتون در بسیاری از مفاهیمی که نقشی بسیار اساسی را در موفقیت او ایفا نمودند پیشتاز شد. او در ابتدا اطمینان حاصل کرد که قفسههای فروشگاه مملو از اجناس متنوع و ارزان قیمت باشند. در ضمن، فروشگاه او، به ویژه در ایام کریسمس، بیش از سایر مغازهها باز میماندند. همچنین او با خرید از عمده فروشان ارزان قیمت، در زمینه تخفیف دادن نیز پیشتاز و میدان دار گردید. این کار باعث میشد تا مشتریان او پول بیشتری بیاندوزند و در نتیجه فروش خود او نیز بالاتر رفت. فروش بیشتر، به او این امکان را میداد تا قیمت کمتری از عمدهفروشان درخواست کند. یکی از دلایل موفقت این فروشگاه موقعیت مرکزی آن بود که اجازه دسترسی به مشتریان زیادی را میداد. برای پیروزی در رقابت با فروشگاه استرلینگ، والتون فروشگاه مجاور خود را اجاره کرد و در سال 1950 آنرا افتتاح نمود، اما به آن موفقیت نرسید.
با توجه به موفقیت عظیم این فروشگاهها، مالک فروشگاه مجاور حاضر به تمدید اجاره نامه خود نشد، چون تصمیم داشت آنرا به پسرش واگذار کند. نداشتن گزینههایی برای نوسازی و اجاره 5% میزان فروش اولین درسهای تجارت برای سام والتون بودند. علیرغم بیانصافیها و بیعدالتیهایی که با بیرون راندن او در حق والتون شده بود، مالک مغازه تمام فروشگاه و اجناس آن را به قیمت 50 هزار دلار خرید که خود والتون آنرا قیمتی منصفانه میدانست.
ارزانفروشی والتون
قبل از ترک فروشگاه خود در سال 1951، والتون جای دیگری را برای فروشگاه جدید خود در نظر گرفته بود. او که جایی را در محل قدیمی خود نیافته بود، در بنتونویل آرکانزاس فروشگاهی را باز کرد و این بار نام آنرا «ارزانفروشی والتون» گذاشت. در بنتونویل او و همسرش درگیر فعالیتهای اجتماعی نیز شدند. والتون مدتی رییس باشگاه روتاری و اتاق بازرگانی نیز بود. او همچنین در شورای شهر انتخاب شد، در هیات پرستاران فعالیت نمود و لیگ کوچک بیسبال را در شهر خود راهاندازی نمود.
در سال 1952 والتون تصمیم گرفت تا فروشگاه دیگری در 20 مایلی جنوب بنتونویل راه اندازی کند. این فروشگاه هم همان نام را داشت و به همان موفقیت ارزانفروشی اصلی دست یافت. والتون در مورد این دوران میگفت: من بدون خجالت یا شرمندگی کاری را میکردم که در مورد هر کار دیگری در زمینه تجارت نیز انجام میدادم و خواهم داد: من در فروشگاه دیگران سر میکشیدم و به دنبال استعدادها و قابلیتها میگشتم.
در جستجوهای خود، والتون به ویلارد واکر، مدیر فروشگاهی در اوکلاهاما برخورد کرد. به همراه واکر او کاری کرد که اگر چه امروزه خیلی عادی است، اما در دوران خود کاری نامعمول و غیررایج بود. والتون درصدی از سود فروشگاه را به واکر پیشنهاد داد. خود والتون نیز ماهی یکبار برای سرکشی و رسیدگی به امور فروشگاه به آنجا سر میزد.
در همین دوران بود که والتون برای اولین بار پدیده صندوق را به وجود آورد تا مشتریان بتوانند پس از انتخاب اجناس خود، پول آنها را یکجا و در نزدیکی درب خروجی بپردازند. والتون همچنین اصرار داشت که فروشگاههای او تمیز و پرنور باشند و برای افزایش وفاداری کارمندان خود، آنها را در سود فروشگاه سهیم میکرد.
زنجیره فروشگاهها
پس از مدتی والتون به کمک برادر، پدر زن، و برادر زن خود فروشگاههای بیشتری را تاسیس نمود. کم کم او فروشگاههای بزرگتری را باز نمود و نام آنها را «مرکز فروش خانواده والتون» نهاد. والتون به مدیران خود پیشنهاد کرد تا در فروشگاههای تحت مدیریت خود سرمایهگذاری کنند و در صورت تمایل تا سقف 1000 دلار در فروشگاههای جدید سرمایهگذاری نمایند. این کار باعث میشد تا مدیران تمام سعی خود را بنمایند تا سود آنها بیشتر شود و مهارتهای مدیریتی خود را افزایش میدادند. تا سال 1962، والتون و برادرش 16 فروشگاه را در آرکانزاس، میسوری، و کانزاس در اختیار داشتند.
اولین والمارت
برای بیشتر مردم دنیا، نام والمارت نامی کاملا آشناست. مجموعهای از فروشاههای زنجیرهای در سرتاسر دنیا که با قیمتی بسیار مناسب به خرده فروشی میپردازند. تجربه سام والتون در مدیریت و تاسیس فروشگاههای متعدد به همراه ایدههای بزرگ او باعث شد تا پس از داشتن 16 فروشگاه، ایده خود را جهانی ساخته و به پرورش آن بپردازد.
اولین والمارت واقعی در سال 1962 در راجرز در آرکانزاس افتتاح شد. به تدریج والکارت به بزرگترین خردهفروشی دنیا تبدیل شد. در سال 2004، بیش از 5/1 میلیون نفر در استخدام شرکت والمارت بودهاند.
والتون معتقد بود که «هر والمارت باید منعکس کننده ارزشهای مشتریان خود بوده و از دیدگاه آنها نسبت به جامعه خود حمایت کند.» والمارت برنامههایی را توسط افراد محلی در مناطق برگزار نیکند تا به نیازسنجی مشتریان خود بپردازد.
او در سال 1992 به خاطر تلاشهای منحصر به فرد خود در صنعت خردهفروشی به دریافت مدال آزادی نایل آمد. در آوریل همان سال بود که سام والتون در سن 74 سالگی از دنیا رفت.
مجله فوربس او را در طول سالهای 1985 تا 1988 به عنوان ثروتمندترین مرد آمریکا و دنیا معرفی نمود. بیل گیتس که اکنون سالهاست به عنوان ثروتمندترین مرد دنیا شناخته میشود، در سال 1992 و پس از مرگ سام والتون وارد این لیست شد. طبق برآوردهایی که انجام شده است، بسیاری معتقدند اگر سام والتون هنوز زنده بود، ثروتی دو برابر بیل گیتس در اختیار داشت. در سال 1998 نیز سام والتون در میان فهرست 100 فرد تاثیرگذار قرن بیستم مجله تایم قرار گرفت.
حمیدرضا غلامزاده
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|