تبليغاتX
موفقان ایران و جهان - حسین رضازاده، قوی ترین مرد جهان
 
موفقان، خود را به جهانیان بشناسانید
 

مردم یونان اعتقاد دارند من از هركول قوی‌ترم.

هركول افسانه بود اما من هستم.

من هم تا زحمت نكشم نمی‌توانم موفق باشم.

  

قوی‌ترین مرد جهان در یك نگاه

نام: حسین

نام خانوادگی: رضازاده

متولد: 22/2/1357

محل تولد: اردبیل

وضعیت: متاهل

وضعیت تحصیل: دانشجو

افتخارات: 2 قهرمانی جوانان آسیا, 4 طلای بزرگسالان جهان, یك برنز آسیایی, یك طلای آسیایی, 4 طلای جهانی, 2 طلای المپیك, 2 بار بهترین ورزشكار جهان در رشته وزنه‌برداری, ركورددار یك ضرب و دو ضرب جهان, 3 بار ورزشكار سال ایران

 

 

گرایش شما به ورزش به چه زمانی برمی‌گردد؟‌

سال 72, 15 ساله بودم و كلاس سوم راهنمایی را پشت‌سر می‌گذاشتم. معلم ورزشم رشته وزنه‌برداری را به من معرفی كرد. ایشان خودشان وزنه‌بردار بودند. به هرحال این طوری شدم وزنه‌بردار. هرچه تمرین می‌كردم از این ورزش بیشتر خوشم می‌آمد و همین طور ادامه دادم.

 

قبل از وزنه‌برداری چه ورزشی انجام می‌دادید؟‌

در كوچه و خیابان با دوستانم فوتبال بازی می‌كردیم. خیلی هم لذت‌بخش بود. دوران بچه‌گی‌شاید بهترین دوران زندگی من باشد.

 

چقدر اولین قهرمانی در تصمیم‌تان برای ادامه مسیر مهم بود؟‌

خیلی, به هرحال من نوجوان بودم و می‌خواستم موفق باشم. هیچ كس از شكست خوشش نمی‌آید اما پیروز‌ی‌ها انگیزه‌های ادامه كار هستند. هرچه به قهرمانی نزدیك می‌شدم تمرینات را بیشتر می‌كردم تا به تیم ملی دعوت شوم. قهرمانی نوجوانان ایران خیلی در ادامه كار تاثیرگذار بود و باعث شد تا كار را جدی‌تر ادامه دهم و من را به اینجا رساند كه ركورددار جهان باشم.

 

چقدر از سوی خانواده حمایت می‌شوید؟‌

پدر و مادرم واقعاً برایم سنگ تمام گذاشتند و از همه لحاظ حمایتم كردند. در آن زمان كه كم سن و سال بودم آنها با حمایت‌های خود به ادامه كار امیدوارم می‌كردند.

 

عجیب‌ترین خاطره‌ای كه از شهرت دارید چیست؟‌

هر روز زندگی من یك خاطره است و نمی‌توانم عجیب‌ترین خاطره را تعریف كنم. اما شنیدن اینكه یك نفر شبیه من 650 میلیون تومان كلاهبرداری كرده‌باشد واقعاً برایم غیرقابل تصور بود.

 

واقعاً خبر عجیبی بود شما طلای المپیك را بردید, 100میلیون گرفتید اما یك نفر با اسم شما 650 میلیون كلاهبرداری كرد؟‌

برای من اعتبار از پول مهمتر است. او با اعتبار من بازی كرد. از مردم تقاضا دارم اگر كسی بگوید من فامیل, دوست و حتی برادر رضازاده هستم باور نكنند. مردم همیشه به من لطف دارند اما نمی‌خواهم شرمنده آنها باشم. حتی می‌گویم اگر كسی چاق بود و شباهت به من داشت باور نكنید.

 

شنیدیم برای دیدن یك بچه به شمال رفتید, چرا این كار را كردید؟‌

چرا وقتی من و امثال من موفق می‌شوند, مردم ما را شرمنده می‌كنند. ما هم باید یك جوری جبران كنیم, چون متعلق به این مردم هستیم. پدر دختری هشت نه ساله اصرار داشت كه دخترش می‌خواهد مرا ببیند و من هم وظیفه خودم دانستم این كار را بكنم و به خاطر او به یكی از مناطق شمال كشور رفتم.

 

چند درصد از افراد معروف ایران این كار را می‌كنند؟‌

بدون تعارف بگویم ما بدون مردم هیچ چیز نیستیم. مگر می‌شود كسی به هم‌نوع خود كمك نكند. اگر ما معروف هستیم به خاطر همین مردم است.

 

اولین باری كه حس كردید معروف شدید و بیرون از خانه شما را می‌شناسند یادتان هست؟‌

بعد از قهرمانی جوانان جهان در سال 78 بود. پس از آن قهرمان المپیك سیدنی شدم و از آن زمان كل ایران مرا شناختند و احساس كردم معروف شدم. معمولاً‌ كسانی كه مدال المپیك را می‌گیرند, قهرمانان ملی كشورشان می‌شوند.

 

چقدر شهرت به شما آزار رسانده؟‌

بیشتر از آزار, لطف داشته است. اما بعضی وقت‌ها وقتی كسی را اتفاقی نمی‌بینم و سلام نمی‌دهم می‌گویند خودش را می‌گیرد. ولی واقعاً  من آن كس را ندیده‌ام! این حرف‌ها آزاردهنده است. در مجموع مردم به من لطف دارند.

 

چقدر مردم از شما كمك مالی می‌خواهند؟‌

من درآمد زیادی ندارم و از ورزش مخارجم را در می‌آورم. اما تا حدی كه بتوانم به مردم كمك می‌كنم این را وظیفه خودم می‌دانم.

 

دوران مدرسه به خاطر شیطنت, تنبیه یا از كلاس اخراج شده‌اید؟‌

كم و بیش شلوغ می‌كردیم, اما نه تا آن حد كه به تنبیه یا اخراج از كلاس برسد.

 

از پدرتان چطور پول می‌گرفتید؟‌

روزانه پول توجیبی می‌داد. فكر می‌كنم 100 تومان بود كه طی روز آن را خرج می‌كردم.

 

پدرتان چه كاره بود؟‌

راننده اتومبیل‌های سنگین و اكنون هم كار آزاد دارد. ما 2 برادر و 5 خواهر هستیم وخانواده‌ای پرجمعیت.

 

چقدر در خانه احساس رفاه می‌كردید؟

پدرم رفاه را تامین می‌كرد, اما در حد معمولی و مانند خانواده‌های سرمایه‌دار نبودیم. از شرایط معمولی برخوردار بودیم. از 14 سالگی هم ورزش را دنبال كردم و همیشه پدرم حامی من بوده است و هر مشكلی وجود داشت ایشان كمك می‌كردند.

 

از چه سنی از نظر مالی مستقل شدید؟‌

فكر می‌كنم در 19 سالگی با یك تیم لیگی قرارداد امضا كردم و از نظر مالی مستقل شدم.

 

چه سالی به تیم ملی دعوت شدید؟‌

سال 73 به تیم ملی جوانان دعوت شدم. به مسابقات نوجوانان آسیا اعزام شدم و در چین طلا گرفتم.

 

اولین ركوردتان در اولین قهرمانی یادتان هست؟‌

بله, سال 72 در مسابقات استانی اول شدم. یك ماه بود وزنه‌برداری را شروع كرده بودم. ركوردم در یك ضرب 50 كیلو بودم در دو ضرب 70 كیلو. آن زمان فكر می‌كنم 13 یا 14 سالم بود.

 

چه زمانی ركورد جهان را شكستید؟‌

در مسابقات آسیایی بوسان ركورد جهان را شكستم. آن روزها من 19 ساله بودم. سال بعد از آن و در سن 20 سالگی در مسابقات بزرگسالان جهان با 206كیلوگرم در مجموع قهرمان شدم.

 

به غیر از ورزش چه شغلی دارید؟‌

شركت بیمه دایر كردم و 20 نمایندگی دارم. همه نوع بیمه‌ای در این شركت انجام می‌دهم اما عمده‌ترین كار ما بیمه اتومبیل است و فكر می‌كنم روزی حداقل 20 بیمه‌گذار را سرویس می‌دهیم. البته هنوز این شركت در استان اردبیل و استان‌های اطراف است و می‌خواهم در كل ایران آن را توسعه دهم. به مردم هم توصیه می‌كنم بیمه شركت رضازاده شوند زیرا تسهیلات خوبی خواهیم داشت و رقیب سایر شركت‌های بیمه خواهیم شد.

 

در شركت بیمه‌تان روزی چقدر درآمد دارید؟‌

100 تا 150 كارمند دارم و از ابتدا هم به خاطر اشتغال‌زایی این شركت را راه‌اندازی كردم. درحال حاضر درآمد در این شركت برایم مهم نیست اما درآینده به دنبال درآمدزایی هستم. در صورت توسعه شركت بیمه‌ام درآمد هم برایم مهم خواهد بود.

 

چطور به نمایندگی‌هایتان مجوز می‌دهید؟‌

مسوول نمایندگی شركت باید لیسانس داشته باشد و سپس در كلاس توجیهی حضور پیدا كند و پس از كارشناسی و ارایه مدارك موردنیاز به او نمایندگی می‌دهیم.

 

در استان اردبیل شركت شما جا افتاده است؟‌

بیشتر از آنكه تصور می‌كردم جا افتاده است و مطمئن هستم كه روز به روز بهتر هم می‌شود.

 

كی قصد گسترش بیمه‌تان را دارید؟‌

بعد از دوران ورزشی‌ام. البته مسوولین هم به من كمك می‌كنند. از كمك‌های دكتر آسوده كه تا به امروز كمك كرده‌اند تشكر می‌كنم.

 

تا به حال آرزویی در زندگی‌تان داشته‌اید كه به آن نرسید و حسرت آن آرزو را بخورید؟‌

تا به حال به هر چه می‌خواستم رسیده‌ام. اما از خدا سومین طلای المپیك را می‌خواهم.

 

المپیك آتن برای شما جذاب‌تر بود یا سیدنی؟‌

هر دو جذابیت‌های خاص خودش را داشت اما سیدنی اولین طلای المپیك من بود و جذابیت زیادی برایم داشت. اما در آتن وظیفه‌‌ام سخت‌تر بود چون كاروان ایران هنوز طلا نگرفته بود و همه از من توقع داشتند.

 

در كشور هركول, طلای سنگین‌ترین ورزش جهان را گرفتید, واكنش مردم یونان چه بود؟‌

هركول افسانه بود اما من هستم. مردم یونان وقتی من را می‌دیدند می‌گفتند ما هركول را قوی‌ترین اسطوره دنیا می‌دانیم اما تو از او هم قوی‌تر هستی! البته من همه اینها را از لطف خداوند دارم.

 

باز هم به فكر شكستن ركورد هستید؟‌

خیلی سخت است. زدن ركورد كار ساده‌ای نیست. ركورد 100 متر جهان شاید 20 سال یك بار شكسته شود و هر رشته دیگری هم همین طور است. آن هم نه فقط یك نفر بتواند ركورد بشكند اما درهر مسابقه از من شكستن ركورد می‌خواهند و طلا را فراموش كرد‌ه‌اند. در تمرینات واقعاً زحمت می‌كشیدم و اگر بتوانم ركورد می‌زنم اما قول نمی‌دهم.

 

قرار بود قهرمان قرن جهان در رشته وزنه‌برداری شوید؟

اگر رای می‌گرفتند صددرصد من انتخاب می‌شدم. چون مردم ایران بی‌نهایت من را شرمنده كردند. اما فدراسیون جهانی نتوانست یك وزنه‌بردار را معرفی كند و 12 وزنه‌بردار برتر را انتخاب كرد.

 

چرا پیشنهاد 10 میلیون دلاری تركیه را رد كردید؟‌

من برای ایران هستم و چطور می‌توانم جایی كه به آن تعلق ندارم را با پول عوض كنم. بهترین جا برای من همین ایران است و نمی‌توانستم این كار را انجام دهم. بعد از مسابقات آتن هم یونانی‌ها این پیشنهاد را دادند اما نمی‌توانم قبول كنم. پول را چه كم و چه زیاد به دست می‌آورم اما چیزهایی در زندگی هست كه پول نمی‌تواند جای آن را بگیرد. برای من وطن ارزش دارد, پول زیادی هم دردسر می‌آورد.

 

درآمدتان چقدر است؟‌

زیاد نیست. بعد از طلای المپیك آتن 100 میلیون به من پرداخت كردند و با هدایایی كه دادند نهایتاً 130 میلیون می‌شود. با این پول چه نوع سرمایه‌گذاری می‌توانم انجام دهم.

 

اگر وزنه‌بردار نمی‌شدید چه شغلی را انتخاب می‌كردید؟‌

دوست داشتم معلم شوم. كار سخت اما جذابی است. اگر درس را بعد از دیپلم رها می‌كردم شغل آزاد را دوست داشتم.

 

فكر می‌كنم دانشجو هستید؟

بله, سال  چهارم رشته تربیت‌بدنی. در اردوها درس می‌خوانم. شب‌هایی می‌شود كه نمی‌خوابم و درس می‌خوانم. همه فكر می‌كنند رضازاده راحت زندگی‌می‌كند. نه! من هم تا زحمت نكشم نمی‌توانم موفق باشم. از یك طرف همه از من توقع دارند كه ركوردم را حفظ كنم و ترقی دهم و از طرفی دیگر باید درسم را بخوانم و هیچ‌كدام هم نباید عقب بیفتد.

 

اسپانسر شخصی دارید؟‌

بله, شركت نفتی بهران. مگر روزنامه‌آسیا اسپانسر ندارد, هر صفحه اش را باز می‌كنیم آگهی دارد, شما چند اسپانسر دارید, من یك اسپانسر.

 

از داشتن اسپانسر راضی هستید؟‌

بله, دست مسوولان بهران درد نكند. خیلی به من لطف دارند و اسپانسر من هستند.

 

چرا در تهران زندگی نمی‌كنید؟‌

وقت برای زندگی در تهران زیاد است. اردبیل را دوست دارم اما با این همه نصف سال را هم در تهران هستم.

  نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 8:33  توسط حسین hossayn@gmail.com  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM